درباره
همیشه برایم میان ساختن و فهمیدن فاصلهٔ زیادی وجود نداشته؛ گاهی یک سؤال ساده، آدم را به جایی میبرد که دیگر جواب سادهای برایش کافی نیست. بیشتر روزها میان چیزهایی میگذرد که باید ساخته شوند، چیزهایی که باید فهمیده شوند و چیزهایی که شاید اصلاً قرار نبوده پاسخی برایشان پیدا شود.
احتمالاً بخش زیادی از من در چیزهایی جا مانده که دیگر وجود ندارند؛ نوشتههای قدیمی، ایدههای نیمهتمام، شبهایی که با یک سؤال شروع شدند و صبح با چند سؤال تازه تمام شدند. هنوز هم گاهی به عقب نگاه میکنم، نه برای برگشتن، بلکه برای دیدن اینکه چه چیزی از آن مسیر هنوز ارزش ادامه دادن دارد.