مهاجرت از بیان
بالاخره وبلاگ جدید رو راه انداختم …
بالاخره وبلاگ جدید رو راه انداختم …
یک غولی توی زندگیم هست که تقریبا از اول عمر دارم باهاش میجنگم و تقلا میکنم که یا برنده بشم یا فرار کنم. اما نه می تونم شکستش بدم و نه میتونم ازش فرار کنم. ال…
دارم برای دومین بار عمو میشم، و اینبار دختره :) و از این بابت خیلی خوشحالم.
دیروز فهمیدم که اتهام اخلال در نظام اقتصادی رو تبرئه شدم! به همین سادگی... هم خیلی عصبانی بودم هم خوشحال. عصبانی از اینکه بخاطر همین اتهام یکسال ازم حبس کشید…
3 هفته ای هست با روانشناس صحبت کردم و بهم دارو داد، سرترالین. بهش گفتم عوارض این قرصا برام مشکل ایجاد میکنه و الان میل جنسیم کامل از بین رفته! گفت که عوارضش …
زندگی توی سلول: از سنده خان تا عمو جنگجو و ممد علی زندان جای عجیبیه، نه فقط به خاطر دیوارای بلند و قفلای سنگین، بلکه به خاطر آدمای عجیبغریبی که اونجا باهاشو…
امشب بالاخره حوصلم شد بنویسم، از مدتی که نبودم، از یک سالی که توی زندان گذشت. داخل به معنای واقعی کلمه توی قبر بودم، یه قبر بزرگ. انگار که مردن و زنده شدن رو…
رابطه ام با زهرا وارد پیچیدگی هایی شده که البته طبیعی هم هست. زهرا خودش رفته یه مشاوره تلفنی 10 جلسه ای گرفته بود. از من هم خواست که چند جلسه صحبت کنم ، تا ا…
تولدم مبارک :) امروز تولد دختر بی شعور هم بود. توی استوری یه پیج دیدم صدای کسی که تبلیغ میکنه آشنا هست، یقین کردم که خودش هست و از اونجایی که چیزی رو میخواست…
شنبه 27 ام شب عروسیم بود، تقریبا یه عروسی خوب گرفتم، لباس عروس و آرایشگاه تقریبا بهترین توی شیراز بود. باغ هم همه راضی بودند. پامو که توی باغ گذاشتم بابام او…
بالاخره خونه رو خریدم، 10 روز پیش هم کلید رو تحویل گرفتم. خونه تقریبا همون چیزی بود که دوست داشتم، فقط یکم شلوغ بودن مجتمع رو دوست ندارم، اما قابل تحمله. 16 …
فکر میکنم کم کم باید سلسله مطالبی در باب مسیر بزرگ شدن بنویسم. یکی از اتفاقاتی که میافته اینه که آدم خیلی انتخاب گر و Selective میشه... یه زمانی میخواستیم ان…
قضیه خونه خریدن ما هم انگار دقیقا داره به مو میرسه.... 6 ماهه منتظر یه رشد از بورس هستم اما دقیقا همین امروز بنظر در انتهای همون اصلاحی هستم که مدتها منتظرشم…
این روزها درگیر دوگانگی در حسم هستم... از طرفی عقلم میگه کار درستی کردم که ازدواج کردم. از طرفی احساسم میگه تو که عمری به خودت بی توجهی شده و کردی حالا که اس…
خدا رحمتش کنه، خیلی زن خوبی بود... منطقی، فهمیده و فداکار.... چندسالی که برادر خانمم دیسک کمر داشت و کار نمیکرد این کمک میکرد، متخصص بیهوشی بود، بچه شون 4 سا…
گرون شدن خونه بعد از عید بدجور اعصاب و روانم رو بهم ریخته... بعد از عید مدیرمون یه روز پرسید محمد برای خرید خونه منتظر چی هستی، گفتم وام ازدواج که شده 120 می…
برنامه زندگی پس از زندگی رو مدتیه تماشا میکنم، قبل از اونم تجربه های نزدیک به مرگ رو توی یوتیوب دیده بودم ... این چیزا بیشتر اعصابم رو خورد میکنه، نمیهفم چرا…
این آیدی من توی تلگرام هست. mrabiaa کسی رد شد دوست داشت بیاد حرف بزنیم
دیشب با زهرا خونشون خوابیدم... صبح با مادرش حرف از خالی بودن جای مادرم شد و مادر زهرا حرفی زد که نباید میزد، یعنی میخواست بگه زهرا الان بزرگتر و عاقل تر شده …
بالاخره عقد کردیم... درونم آشوبه... جزر و مد عقل و احساس... نمیدونم دارم در چه مسیری راه میرم و تهش چی میشه... دیشب تولد زن داداشم بود و زهرا رو آوردم دور هم…
پریشب خواب مادرم رو دیدم، برای بار دوم بود که اینطوری خوابش رو میدیدم و با چشمای خیس بیدار میشدم... از اون خواب ها که حس اش باهات توی بیداری هم میمونه... خوا…
یه زمانی فکر میکردم نداشتن بازدید کننده برام اصلا مهم نیست، در مقطعی واقعا مهم نبود اما الان میبینم مهمه، آدم مینویسه که خونده بشه، همه نمیتونن سر تو چاه کنن…
فکر میکنم احساس رضایت و حال خوب وقتی به آدم دست میده که داشته هات، از نیازهات جلو بزنه، ولو مقطعی... برای مثل منی که همیشه در حال دویدن بودم، تا حالا نشده که…
پدرم دو هفته پیش بعد از مدت ها دوباره توی خواب دچار حمله عصبی شد... نصفه شب یهو داد زد محمد، رفتم بالا سرش میبینم نشسته توی رختخواب میگه من دارم می میرم خداح…
دو هفته پیش عقد موقت کردیم... مهریه رو 313 تا قبول کردم کلا راهی پیدا نکردم که بتونم اسلامی نیازهامو تامین کنم! دیگه باید دروغ گفته میشد. خدا هم بهم بگه دزد،…
دلم میخواد داد بزنم تورا بخدا خواب ارواح مارو نبینید، یا میبینید نشینید واسه آدم تعریف کنید انگار یه یه اتفاق واقعیه... والا بخدا خواب حجت نیست، بقرآن این خو…
1- باور و ارزش ها، دیدگاه های مذهبی و غیر مذهبی کلا آدمی با تفکرات مذهبی هستم اما معتقدم در بعضی حوزه ها تفسیر هایی که از دین وجود داره قدیمی هست. اهل انجام …
مادربزرگم که با کرونا درگیر بود هم ۳ شنبه هفته پیش فوت کرد.. سن اش زیاد بود اما اصلا ازش سیر نبودیم، اونقدری به وجودش عادت کرده بودیم که الان باور نبودنش بر…
امشب بالاخره هماهنگ کردیم و رفتیم خونشون برای خاستگاری مجدد... میدونستم یه سوال مهم هست که باید بتونم جواب بدم و جوابم هم منطقی و قانع کننده باشه اما من همچی…
برای مراسم سالگرد مادرم ( دو هفته پیش) قرار شد شام بدیم، اقوام مادری که روستا بودند رو بردیم در خونه هاشون پخش کردیم، اقوام پدری اما که شهرستان بودند رو همه …
با واسطه خالم قرار شد دوباره با دختر مجلس گرم کن وارد روند خواستگاری بشیم. خودم مایل بودم اما وقتی خالم سر صحبت باز کرد منم بیشتر فکر کردم و به این نتیجه رسی…
مشکل اینه که ما خدا رو در مقام برآورده کردن نیازهامون نمی بینیم، اینه که به استرس و جنب و جوش و فساد می افتیم... که البته در بعضی موارد حق داریم :)
3 روز پیش رفتم 2 تا کفش خوب خریدم، دیروز موقع پیاده روی دیدم باز مچ پام خیلی داره درد میگیره... یکم فکر کردم بعد به ذهنم اومد که خب اسکل لابد صافی کف پا داری…
ای کاش اینجوری نرفته بود ای کاش یکبار میتونستم باهاش حرف بزنم ای کاش آخرین دیدارم باهاش بعد از بیمارستان، توی کفن نبود ای کاش با قهر نرفته بود ای کاش اون دعو…
بعد از چندین و چندبار به تاخیر افتادن قرار ملاقاتمون بالاخره فرصت شد و رفتم دخترعمم رو از صدرا سوار کردم و اومدیم پایین شهر تا با همدیگه صحبت کنیم فکر میکردم…
این پست در لبیک به دعوت شرکت در چالش " دنیای خاکستری " بلاگر دوست داشتنی نوشته میشه؛ خلاصه این چالش اینه که من باید به این دوتا سوال جواب بدم ۱۷. ده مورد از …
امروز تولد یک سالگی رضا بود. هنوز جشن نگرفتیم اما امروز خیلی باهاش بازی کردم و خیلی خندید. ته دلم میگفتم کاش الان بودی مامان... خنده های رضا با تو قشنگ بود، …
_ بعضی وقتا بدون سحری میرم روزه، عصر از سر کار اومدم خونه، حضرت دوست توی حیاط مشغول بود... تا منو دید اومد جلو و با قیافه خیلی عبوس و عصبانی شروع کرد به تعری…
بعد از ماجرای اون خواب و فهمیدن اصل ماجرا، بعد از کلی فکر کردن و تردید به خواهرش پیام دادم که اگر میشه به آزاده بگید ما با هم صحبتی کنیم. نمیدونستم اگر قبول …
دیشب باز هم خواب عجیبی دیدم در رابطه با دختر بی شعور... از اون خواب ها که وقتی بیدار میشی حسش باهات میمونه... فکرم رو بهم ریخت، بالاخره به خواهرش توی اینستا …
آیا شده به داستان حضرت ابراهیم و آخرین آزمون الهی از او که منجر به رسیدنش به مقام امامت شد فکر کنید؟ بنظرم خیلی عجیبه این داستان! یک عمری زجر بکشی و عقل رو ب…
تفسیر سوره فجر
پریشب یکی از عمو هام از فسا اومد و با حضرت دوست و علی رفتند خونه پدرزنش که صحبت کنند و ماجرا رو فیصله بدن من همراشون نیودم، یعنی خودم هم صلاح ندونستم باشم، گ…
از وقتی کتاب 48 قانون قدرت رو خوندم، و با بعضی نمونه های اون خودم دقیقا روبرو شدم طرز فکر قدرت و نیاز توی خیلی از مناسبات زندگیم فهمیدم... یعنی متوجه شدم کجا…
خواستید عاشقش بشید، ببینید میتونید بدون قید و شرط دوستش داشته باشید یا نه...
امروز بدون هیچ دلیل مشخصی بخش زیادی از زمان رو خواب بودم... خدا رو شکر البته کارم رو هم تونستم انجام بدم و در اندک زمانی مشکلی که 2 روزه درگیرش هستم حل شد کل…
بالاخره مستاجر بی شعور ما هم بعد از 5 ماه خونه رو تخلیه کرد که اگر نبود بدقولی های این آدم بی شعور و پررو، شاید هیچوقت دعوای برادرم با زنش هم اتفاق نمیافتاد!…
نمیدونم به زن داداشم پیام بدم و احوالش بپرسم یا نه اگر پیام بدم و جواب نده یا با تندی جواب بده عملا خیلی تحقیر میشم، اینکه بزرگتری برای صلح پیش قدم بشه و دست…
دوباره برادرم با زنش دعواشون شد، اینبار بدجور بوده، کتک کاری کرده بودند و کار کشید به خانواده ها و کلانتری. باهاش حرف زدم،یعنی وسط داد و بیداد هاش سعی کردم آ…
_ تولد زن داداشم بود، خواستم حالا که مادرم دیگه میون ما نیست خوشحالش کنم... با برادرم رفتم و یه عطر و لوسین تقریبا گرون براش خریدم و خیلی خوشگل کادو شده شب ک…
وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا بَاطِلاً .... بگو ... وَ مَا خَلَقْنَا دل و دلتنگی بَاطِلاً
شاید اگر زودتر به بیمارستان میرسوندیمش... شاید اگر اطلاعاتم رو درباره کرونا بیشتر کرده بودم و علایمش رو بهتر میشناختم... شاید اگر خودم 2 روز اول کرونا نداشتم…
you will linger on in darkness and in doubt. As night falling winter has come without a star Here you will dwell, bound to you grief, under the fading trees,…
چهره اش رو توی کفن به یاد میارم، و قبری که تنها کنار دیوار سنگی کوتاه قبرستان با سنگ مزار سفید، عزیزی رو در آغوش گرفته که دلم براش خیلی تنگ شده... عزیزی که ت…
داشتم درباره یه سری مشکلات روحی جستجو میکردم به این مستند برخورد کردم که درباره زندگی شخصی یکی از سلبریتی های اینستا به نام Lelepon هست برام جالب بود که زندگ…
به هر چی فکر میکنم، باعث هیجانم نمیشه از هیچی لذت نمیبرم نمیتونم حتی تصور کنم چیزی در دنیا میتونه وجود داشته باشه که باعث خوشحالیم بشه توی دنیای ذهن و تصور د…
کتاب ارباب حلقه ها رو از طاقچه خریدم، ولی حوصله ندارم بخونمش... کتاب خودباوری در خلاقیت رو خریدم، چند صفحه اش که میخونم میگم حالا مگه تو چیکار داری بکنی که د…
مثل آدمی سرگردون، میرم توی Google Contact ، اسمش رو سرچ میکنم، پیدا نمیشه... خودم پاکش کرده بودم... توی Trash نگاه میکنم میبینم شماره اش اونجا هست! ریکاور می…
یه نوبت دکتر از روانپزشکم گرفته بودم که کنسل کرده بود... امروز خواستم دوباره نوبت بگیرم دیدم زده برای 1 آذر ماه!! خب دودل بودم بگیرم یا نه، و منم معمولا از ت…
برای جلسه دوم با دختری که دوستم معرفی کرده بود صحبت کردیم... من همون جلسه اول احساس کردم منو نمیفهمه و کلا حرف و کنشی نداره بهم... اولش گفتم نه اما دوستم اصر…
دلم چیزی رو خواست که عقلم نهی کرد... حالا صدای ضجه و ناله های دلم داره عذابم میده... در حالی که عقلم از دلم جدا نیست و دلم همون عقلمه... انگار عقلم هم داره د…
قبلا ها خیلی عاشق ژانر علمی تخیلی بودم اما الان ازش بدم میاد، احساس سبک مغز بودن بهم دست میده هر موقع اینجور فیلم ها رو میبینم. یعنی میدونم فیلم ممکنه قشنگ ب…
یکی از دوستام دختری که معرفی کرد که میشه خاله خانم خودش و این دختر خانم همسن خودم بود. بهش گفتم که من زیاد با همسن موافق نیستم اما چون در ادامه گفت که این دخ…
مدتی با دختر بیشعور همصحبت بودم... گاهی پیام میدادیم و گاهی دونفره Clash Royal بازی میکردیم... داشتم کم کم به این فکر میکردم که ازش بخوام همدیگه رو ببینیم و …
در احوالات خودشیفتگی و خودپرستی حضرت دوست باید بگم که... اینروزا به هر کی میرسه درباره استخاره ای حرف میزنه که موقعی که مادرم رفت بیمارستان زده بود... آیه ای…
مدتی پیش، توی عمق افکارم یه چیزی رو فهمیدم... داشتم به لذت فکر میکردم، به ماهیت لذت. فهمیدم که عمیق ترین لذت داشتن یک داستان خوب برای ارائه به درگاه خدا و هس…
استاد پاسخ دادند که... آنچه که نفاق و ایمان و صدق و ادعا را مشخص مى کند، همین فتنه، همین کوره، همین بلاء و امتحان است، که هم نقطه هاى ضعف را نشان مى دهد و…
خواب دیدم توی یه فروشگاه هستم، با مادرم که زنده شده بود و با هم داشتیم خرید میکردیم... حرفی بینمون رد و بدل نشد... من متعجب بودم از اینکه چرا مادرم زنده هست.…
یک ماه پیش رفتم پیش دکترم برای معاینه زانوم و گفت که آره جوش خورده و مشکلی نداری، یه 3 ماه دیگه هم رعایت کن بعدش برو فوتبال... کم کم هم دویدم در مسیر ممستقیم…
ولی خداییش، خدا جلو چشم شما به یکی یه چیزی بده، بعد تورو محروم کنه... عمرا یقه اش رو ول نمیکنی! یکم خودت رو بزاری جای شیطون بهش حق میدی اینقدر به انسان حسادت…
درباره داروی والپرات سدیم که حضرت دوست مصرف میکنه تحقیقکردم، یکی از موارد مصرفش اختلال دوقطبی هست!! درباره این اختلال که جستجو میکنم میبینم علائم حضرت دوست …
چند روز پیش اتفاقی توی اینستا پروفایل دختر بی شعور رو سرچ کردم و دیدم پروفایلش رو میتونم ببینم، تعجب کردم چون بلاکم کرده بود... اتفاقی وارد صفحه چت شدم که ای…
حسی شبیه خار در چشم و استخوان در گلو دارم
دارم سعی میکنم از گندها و نمک به زخم پاشیدن های بابام توی این مدت ننویسم... باید برم از این خونه، رسما مجنون شده! باید برم
لباساش رو بو میکنم و چشمم خیس میشه... هنوز دمپاییش توی حیاط هست، هر گوشه دنبال نشونه ای ازش میگردم که یادش رو توی ذهنم زنده کنه.. که به یاد بیارمش... نوشته ب…
دو هفته ای که مادرم بیمارستان بود، چیزی که دلم رو خیلی شکست حسادت بابام به تلفن زدن های اطرافیان برای احوالپرسی مادرم بود. رسما پشت تلفن گفت که بسه دیگه چقدر…
یادش بخیر... پارسال، برای اولین بار توی زندگیم انگار که به دلم افتاده بود رفتم براش هدیه روز مادر گرفتم ( اینجا )... خدا رو شکر که این کار رو به دلم انداخت ک…
مادر همیشه میگفتی من یه روزی مثل یه شمع خاموش میشم، من اما کوچکتر از اون بودم که بفهمم شمع از بی هوایی شعله اش خاموش میشه و تو هم آخرش از بی هوایی خاموش شدی.…
از دیروز هر چی سعی کردم نشد که از مادرم خبر بگیرم. امروز فهمیدم اوضاع کلیه اش خوب نبوده و بردنش برای دیالیز بشه. دکترا که میگن دیابت داره، هرچند مادرم قبلا د…
از اونجایی که از بچگی خیلی قوه تخیل قوی داشتم همیشه عاشق فیلم و سینما بودم. الان مدتی هست که دیگه از کمتر فیلمی خوشم میاد! مخصوصا که هالیوود به شدت از عنصر و…
دوست دارم برای یکبار هم که شده، تجربه کنم که چیزی رو از خدا خواستم و بهم داده شد... که میشه از خدا خواست و گرفت :)
امروز تماس گرفتند از بهداشت و خبر دادند که تست کرونای مادرم مثبت بوده، که البته جای تعجبی هم نداشت و بیمارستان معمولا همون تست ct مثبت باشه میگن قطعا کرونا ه…
این پست رو در حالی می نویسم که مادرم توی بخش ICU بیمارستان به دلیل تنگی نفس بستری هست. اوضاع ریه هاش وخیم هست و زیر دستگاه تنفس داره به سختی نفس میکشه... کرو…
حدودا دو ماه از عملی که 5 سال به تعویق می انداختمش میگذره... تقریبا به روال عادی زندگیم برگشتم، رانندگی میکنم و کارهای شرکت هم از سر گرفتم منتها از خونه کار …
اگر از خدا صبر بخوای، خدا یهو بهت صبر میده یا فرصت صبور بودن رو برات پیش میاره؟ جواب مشخصه اما اون چیزی نیست که ما بخوایم، چون سخته
ایمان هوشمند
حدودا 5 هفته از عمل ام میگذره، تقریبا دردی توی حالت عادی ندارم مگر اینکه بخوام زانوم رو توی حالت خم کامل فشار بیارم روش... این چندجلسه آخر فیزیوتراپی انگار پ…
پسر برادرم به دنیا اومد و من رسما عمو شدم :) اسمش هم آقا رضا، و به نظر شبیه خود برادرم هم هست و الحمدالله تا حالا مشکلی نداشتن مادر و بچه. خدایا شکرت. وقتی ک…
اینکه افتادم روی تخت و برای ابتدایی ترین کارها وابسته به یکی دیگه هستم، باید غذا بیارن بزارند جلوم و بردارند، باعث میشه حالم از خودم بهم بخوره :( دردم دیگه ا…
امروز روز 5 ام بعد از عمل هست. از شب عمل دردم خیلی زیاد بود شب اول رو با مخدر پتادین که خودشون زدند راحتتر خوابیدم، یعنی بار اول زد جواب نداد، بار دوم زد جوا…
فردا صبح بالاخره میرم اتاق عمل. استرس دارم. چندتا فیلم از نحوه عمل توی یوتیوب دیدم و اصلا دلم نمیخواد موقع عمل بیدار باشم! کاش بگم کلا بیهوشم کنند.
هفته دیگه قراره بالاخره زانوم رو عمل کنم. پس از 5 سال! بیمه یکم گیر داده بود که باید حتما گزارش حادثه داشته باشید که تایید کنیم! رفتم یکی از ورزشگاه های آشنا…
سخته که تفکر سیستمی و منطقی داشته باشی، اما بتونی مثل آدمای ساده دست به انجام کارهایی بزنی که توی ذهنت میدونی احتمالا به نتیجه رسیدنش 2% هست! خب آدمای ساده ا…
اون موردی که این اواخر دربارش حرف زدم و کمی حس بهش داشتم این اواخر سرد شده بود و درست جوابم نمیداد. یه عکس گذاشته بود که دیدم حلقه دستشه... براش پیام فرستادم…
سنت های الهی... از سنت های الهی همیشه این بوده که یاران خودش رو یاری میکنه، اونم به شکلی که اونها هیچوقت فکرش رو نمیکنند، یعنی از جایی که حسابش رو نمیکنند در…
مادرم که کلا کلا بیخیال شده و میگه فقط دعا میکنم برات و هر چی بهش میگم انگار نه انگار که احساس مسئولیتی کنه و اینور اونور برام کسی پیدا کنه. عین خیالش نیست، …
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الم ﴿۱﴾ غُلِبَتِ الرُّومُ ﴿۲﴾ در روزگاری دنیا به دو قسمت تقسیم میشد، بلوک شرق با امپراتوری ایران و بلوک غرب با امپراتور…
خیلی وقته اینجا دیگه درست و حسابی ننوشتم. دیروز برای روز مادر بعد از یکم چونه زنی با خودم تصمیم گرفتم برای اولین بار توی زندگیم و زندگیش براش یه هدیه خوب بگی…
توی دو ماهه اخیر سودی که از بورس تونستم بگیرم معادل درآمد یکسالم بود و از این بابت یکم خوشحالم. تا اینجا حدود 67% سود روی کل سرمایه ام. زیاد اذیت شدم البته، …
اولش که درخواست فالو داده بود چهره اش برام خیلی جذاب بود، دیدم توی پروفایلش ماه و روز تولدش با من دقیقا یکی هست؛ بیشتر خوشم اومد ازش و کنجکاو شدم که بشناسمش.…
دیگه کاری با مادرم برای بحث ازدواج ندارم... کلا دیگه هیچ صحبتی هم در این باره باهاش نمی کنم و گهگاهی که حرفی میزنه میگم شما نگران نباش خودم درستش میکنم. دو م…
گرچه آب رفته باز آید به رود، ماهی بیچاره اما مرده بود...
روز چهارشنبه با اینکه هنوز از لحاظ فکری خیلی به ساختار منسجم و جامعی برای ارائه نرسیده بودم وارد جلسه شدم. جلسه به درخواست خودم بود. گفتم که میخوام درباره یه…
دو هفته ای هست که بچه های شرکت سالن میگیرن برای برنامه فوتبال. دیروز جلسه دوم بود که میرفتم، البته به اصرار بچه ها... وسطای بازی اومدم استاپ کنم که زانوم خال…
از وقتی نقش جدید رو توی شرکت به عهده گرفتم، جلسات متعددی در این باره با بچه ها داشتیم. چیزی که برام جالب بود این بود که توی این مدت چندین بار عبارات این چنین…
بالاخره امروز سکه هایی رو که یه مدت پیش خریده بودم با 5 تومن ضرر فروختم. از اونجایی که تا حالا سهم هایی که توی بورس گرفتم بیشتر از این مقدار توی سود هستن خیل…
روز چهارشنبه رفتم پیش یه مشاور... خیلی یهویی شد. به یه نفر گفته بودم که برام نوبت بگیره پیش یه دکتری که خودش تحت نظرش بود و زنگ زد گفتم دوشنبه هفته دیگه خوبه…
رفتم برای مصاحبه، وارد اتاق منابع انسانی میشم و منتظر میشینم. یک خانومی روی سیستم خودش برام آزمون ICDL و زبان رو اجرا میکنه و مشغول حل کردنش میشم. بعد از یک …
هفته پیش برای مشکل چربی و کبد چرب رفتم دکتر . برام آزمایش نوشت و انجامش دادم. اوضاع بدتر از چیزی بود که فکر میکردم. کلسترول روی 230 و تری گلیسیرید هم روی 508…
به یک عدد دوست که خدا رو به یادم بیاره نیازمندم
روز چهارشنبه قرار بود برم یه شرکت که دوستم پیشنهاد کرده بود برای مصاحبه. این روزها شرکت دچار یه آشفتگی در اهدف و چشم انداز شده و اکثر بچه ها مشخص نیست میخوان…
معمولا بیش از اندازه درباره آینده و اتفاقاتی که قرار است بیافتد خوشبینانه نگاه و نتیجه گیری میکنیم. در بعد معنوی این قضیه باعث میشود که بدترین حال های بد و گ…
دومین شب قدر امسال هم اینگونه گذشت که تا ساعت ۱۲:۳۰ شب شرکت مشغول تحویل پروژه با مشتری بودیم. چشمام خشک شده بود و دیگه درست نمیدید. وقتی میام خونه ساعت شده …
_ این روزها کمتر دیگه بهش سعی میکنم غر بزنم و توی اشتباهاتش عادی رفتار می کنم و صحبت میکنم دربارش انگار که خیلی اتفاق مهمی نیافتاده. اونروز تقریبا شب که به خ…
تصمیم گرفتم دیگه به نظرشون ذره ای اهمیت ندم 😑 خوشم اومد میگم آره و مجبورشون میکنم که کاری که میخوام انجام بدن ... خوشم نیومد هم میگم که نه و هیچ اهمیتی به ن…
این چند روز ذهنم خیلی درگیر اون کیس آخری بود. همش با خودم کلنجار میرفتم که یه جوری به خودم بقبولونم که نباید به ظاهر اهمیت بدم و مهم نیست. آخر نتونستم. مخصوص…
این مدت خیلی ذهنم درگیر مفهوم صبر و سعه صدر بود. دیدم آخر آخر همه ی دین، اینه که بتونیم درمقابل چیزی که مخالف نفسمون هست و باعث رنجشمون میشه صبر کنیم و در عی…
یکی از همکارها توی شرکت از همه بچه ها خواست که نظرشون رو درباره دیگر بچه ها بنویسن و خودش همه رو یکجا جمع کنه و برای هر کس یه برگه طراحی کرد که خصوصیاتشون دا…
به اندازه کافی خوب
اگر از فهم و شعور دختری خوشتون بیاد اما زیبایی اش 55 باشه از 100... چیکار میکنید؟ مخصوصا که مادرتون مخالف باشه و بگه اصلا خوشم نیومد و صدتا ایراد روی ظاهر بز…
توی این دعوای اخیر با برادرم فهمیدم که چقدر میتونه برای یه بزرگتر پیش قدم شدن برای آشتی سخت باشه! البته منکه دلم نمیخواست آشتی کنیم ااما فکرشم برام خیلی سخته…
پارسال تقریبا آذر ماه بود که با مدیرمون صحبت کردم برای یه کار جدید که قرار بود خودم هم توش ذی نفع باشم. که شروعش اینجا نوشتم. اونروز دوستم که با من هم تیمی ه…
دبروز 5 تا سکه خریدم. در واقع اولین بار توی زندگیم دست به یه ریسک زدم. امیدوارم قیمت سکه دوباره یهو خر نشه! بیشتر به این دلیل پولم رو به سکه تبدیل کردم که چو…
_ یکی از همکارامون پدرش فوت کردنداین هفته و توی مجلس ختمشون دیدم شوهر عمه و پسر عمه هام هم هستند! بعد فهمیدم که ما با این همکارمون قوم و خویش بودیم و خبر ندا…
هفته پیش یه شماره بهش دادم و تاکید کردم که دوستم خیلی سفارش این یکی رو کرده. حتما زنگ بزن. گفت که حالا باشه بعدا و دارم الان میرم شهرستان و نمیشه زنگ بزنی، ک…
یکی از چالش هایی که دوست دارم برای خودم تعریف کنم اینه که توی یه دوره های منظم، یه سری پیش فرض های خودم رو بزارم روی میز و با دلیل و منطق بکوبمش توی دیوار! ب…
یکی از چیزهایی هر از گاهی دوست دارم دربارش فکر کنم و در واقع دوباره به خودم یادآوری کنم، موقعیت های سختی هست که در گذشته داشتم و اینکه چطور از اونها عبور کرد…
به این فکر میکردم که تمام این سالها اگر از اول اصلا تصمیم به ازدواج نداشتم و بهش فکر نمی کردم الان کلا توی زندگیم بیشتر پیشرفت میکردم! مثلا به جای اینکه پولم…
یه لیست تقریبا ده تایی شماره از دوستم گرفتم که بعضی هاشو خودشم رفته بود خواستگاری اما به دلایلی نشده بود. حتی یک مورد هم قبول نکردند که بریم و یه جلسه حرف بز…
در یک سرمایه گذاری جدید، همزمان جهت حذف عادت پول جمع کردن مثل کلاغ، اقدام به خرید یک میز دنیته به مبلغ یک میلیون تومن و یک صندلی دی ایکس ریسر به مبلغ سه میلی…
زکات عقل، تحمل جهل دیگران است . زکات عقل، تحمل جهل دیگران است .. زکات عقل، تحمل جهل دیگران است ... زکات عقل، تحمل جهل دیگران است .... زکات عقل، تحمل جهل دیگر…
اولین بار که با نویسنده کتاب آشنا شدم، از طریق دیدن یکی از ویدیوهاش توی یوتیوب بود. ویدیو مربوط به مناظره درباره فمنیست بود و من مجذوب نحوه بحث کردن جردن پیت…
سومین نوشته ام رو توی ویرگول منتشر کردم. حس می کنم گاهی خیلی انتزاعی و مجازی می نویسم! باید بیشتر مصداقی و واقعی بنویسم.
یکی از علت های که از دست خدا عصبانی هستم اینه که کمالگراییم باعث میشه خودم رو نتونم ناقص بپذیرم و هر موقع که متوجه عیبی درون خودم میشم انگشت اتهام رو سمت خدا…
دم در تالار موقع خداحافظی دارم یه سری وسایل رو صندوق عقب ماشین میچینم، بلند بلند داد میزنه و با اشاره به من میگه اینم هیچ مالی نیست، اینم هیچ پخی نیست، هیچی …
این مورد هم که هیچ. به مادرم میگم که زنگ بزنه و جواب منفی بده، فرداش که سر کار هستم مادرم زنگ میزنه و باز میگه بیشتر فکر کن و حالا بیا یه جلسه دیگه حرف بزنید…
به مادرم تاکید کردم که بهشون بگه ما جلسه اول قراره فقط خودم به همراه پسرم بیایم، حالا این وسط مادرم چی گفته و چطور گفته معلوم نیست.. اما وقتی رفتیم خونشون دی…
خودم رو یه وایکینگ می بینم، توی یه نبرد و در مقابل دیوار سپر... دنبال راهی می گردم که بتونم از این سپر رد بشم و بازی رو ببرم. داشتم به رفتارهای برادرم فکر می…
کتاب رازهایی درباره زنان رو از طاقچه خریدم و دارم مطالعه می کنم. حدود 20 درصدش رو تا الان خوندم و واقعا برام چالش بر انگیز بوده! یعنی در واقع نمی تونم باور ک…
با حضرت دوست باز دعوام شد بعد از مدتها و باز از کوره در رفتم. نحسی آخر صفر بود شاید. این اواخر تحمل بچه بازی ها و رفتار های مسخره اش خیلی برام سخت شده و یهو …
دیشب نامزد برادرم استوری گذاشته بود... حرفایی که گویا برادرم بهش زده بود رو هر کدوم توی استوری جداگانه گذاشته بود.حرفایی که خیلی بی ادبانه و بد بود! اولش تعج…
از اینکه مادر دختر اصرار کرده بود که جلسه اول مادرم با من بیاد ناراحت بودم، در ادامه حضرت دوست هم اضافه شد و من به این فکر می کردم که چرا اینطوری شد! من نمیخ…
سخته که از مادرت بشنوی که بگه من از اول ازش خوشم نمیومد، هیچوقت دوستش نداشتم. صرفا چون پدرم میگفت نون دارم دندون هم دارم من رو با زور دادن به این... خانواده …
آقا ما صبح یه سخنرانی از رحیم پور ازغدی درباره قرض الحسنه گوش دادیم شب اش برادرم زنگ زده که یکی از بچه ها آبروش در خطره 4 تومن پول قرض میخواد داری بهش بدی؟ ر…
به اصرار مادرش توی باغ جهان نما قرار اول رو گذاشتیم. من نظرم این بود که اول مادرم بره، اما مادرش تاکید کرد که از لحاظ ظاهری خیالتون راحت باشه و این حرفا! تقر…
اونروز با دوستم بحث مهریه بود. میگفت محمد نمیتونی قبول نکنی، هر چی گفتند مجبوری... گفتم من زیر بار مهریه ای که نتونم پرداخت کنم نمیرم، حالا می بینی؛ حالا من …
اون موردی که هفته پیش مادرم تماس گرفته بود و گفته بودند دخترمون میخواد درسش رو بخونه و جواب نه داده بودند، دیروز تماس گرفتند خودشون و گفتند حالا بیاین یه جلس…
یعنی ضدحال ترین موردی بود که تا الان داشتم. تقریبا همون 10 دقیقه اول فهمیدم که بدرد هم نمیخوریم. اینبار از تجربه ام استفاده کردم و کمتر درباره خودم صحبت کردم…
حضرت دوست توی حموم حالش بد شده و لخت مادرزاد اومده بیرون.. مادرم میگه محمد بیا زودی که نره بیرون... حواله برداشتم توی هال میدووم دنبالش... می بینم مادرم داره…
یکی از قوانین مطرح شده توی کتاب 48 قانون قدرت، شناخت نقطه ضعف آدما و استفاده از اون هست. فرمولی که برای اینکار ارائه می کنه نگاه کردن به تضاد در فرد هست. راب…
مدتی هست که ننوشتم، راستش ذهنم زیاد توی مغزم نبود، بیشتر مشغول دنیای بیرون و روتین زندگی بود. اخیرا به کتابی بر خوردم که حقیقتا تکونم داد. وقتی کتاب رو تموم …
مدتی پیش ذهنم درگیر این بود که برای ازدواج شخصیتی که مثل خودمه بهتره یا برعکسش، کسی که نقطه مقابل من هست. فکر می کنم به این نتیجه رسیدم که میخوم با کسی باشم …
از خواب که بیدار میشم از نیمه شب گذشته، نزدیکای اذان صبح هست. از پنجره اتوبوس به بیرون نگاه میکنم. نزدیکای حرم هستیم، گنبد طلا رو که می بینم سرم رو بر میگردو…
چند روز پیش مورد جدیدی رو رفتیم خواستگاری. این اولین موردی بود که خودم بار اول دیدمش. یعنی مادرم یک روز زنگ زد و گفت که قرار گذاشتم که مادره با دخترش بیان شا…
از چند ماه پیش ذهنم درگیر این بود که چطور موعد قراردادم که تموم شد با مدیرم درباره افزایش حقوق صحبت کنم. تصمیم گرفتم کار رو با انداختن یک لنگر شروع کنم تا بع…
سفر پنجم هم به پایان خودش رسید. امسال عواملی دست به دست هم دادند که فقط من و دوستم دوتایی تنها راهی سفر بشیم. و خب از جهاتی این برای من خیلی خوب بود چون من ک…
توی این مدتی که سفر بودم خیلی ذهنم درگیر آخرین مورد خاستگاری که رفتم بود. از دوستم توی مسیر خیلی مشورت گرفتم. قبل از رفتن گویا طرف عملا به مادرم جواب منفی دا…
اولین کتک مفصلی که توی دوران تحصیل خوردم اول ابتدایی بود. معلم ازم خواست بیام پای تخته و کلمه "آب" رو بخش کنم. من اما آب رو دوبخشی بخش می کردم و معلم اولش با…
قوه تخلیل ام خیلی قویه! گاهی یه آهنگ از توی یوتیوب پیدا می کنم و یه تصویر میارم و نیم ساعتی بهش خیره میشم و تصویر سازی می کنم توی ذهنم! و متاسفانه وقتی که مو…
دیشب باز از اون خواب هایی دیدم که داخلش یه چیزی رو عمیقا حس می کنی. خواب دیدم یه دختره بود که دوتا برادر داشت، یکی از اونها یه زامبی اصیل بود که قصد داشت با …
داشتم اتفاقی توی مطالب آرشیوی بلاگ می گشتم که چشمم به این پست افتاد، و خوابی که اون موقع دیده بودم و وقتی که دوباره خوندمش به نظرم تعبیرش رو الان بتونم دقیق …
زنگ نزدن :)) به مادرم گفتم اصلا زنگ هم بزنن، اینا دل و توکل کنار اومدن با شرایط من رو نداشتند :) کسی که دنبال سفره پهن شده هست بدرد من نمیخوره، یعنی من نمیخو…
مادرش گفته که این تک دختره و پدرش خیلی روش حساسه... گفته که پدرش دوست داره که یه دامادی داشته باشه که یه شغل دولتی داشته باشه که سر ماه یه حقوق تضمین شده ای …
این مورد هم که هِچ ! بلوار چمران صحبت کردیم، شهرستان بود و اینجا درس میخوند، تنها اومد چون مادرش نمی تونست بیاد. به نظرم از لحاظ احساسی خیلی آسیب دیده بود. ع…
توی صحن بارون میومد، برنامه چیز دیگه ای بود، قرارم این بود که دیگه نزارم رابطه به روال عادی برگرده، میخواستم طوری بشه که دیگه حتی باهام حرف هم نزنه... گوشی ر…
این سفر/زیارت هم تموم شد. گمونم دیگه حالا حالاها دلم هوس زیارت نکنه. کل حالم توی سفر مثل کسی بود که عزیزی از دست داده اما نمی تونه یه قطره هم اشک بریزه. اون …
داشتیم سر سفره ناهار میخوردیم که بریم فرودگاه... پای سفره برادرم از بیرون اومد و یه چیز سمتی برای قوت از عطاری گرفته بود و به شوخی گفت تریاکه. تا گفت گفتم نگ…
دوباره همان حس زیبای قبل از زیارت اومده سراغم. حسی که هی با خودت میگی حالا رفتم چی بگم؟ چیکار کنم که زیارت بهتری داشته باشم... مثل وقتی که منتظری کسی بیاد خو…
بالاخره دیروز سایت جدید شرکت که محصولی هست که یکسال داریم روش کار می کنیم رو لانچ کردیم. با اینکه باید خیلی استرس می داشتم اما رلکس بودم... یعنی امیدوارم بود…
_ بالاخره پس از مناقضات فراوان، به این نتیجه رسیدم که اگر خدا قسمت کرد و دوقلو دختر بهم داد... اسمشون رو به ترتیب می زارم "فاطمه،زهرا" یا "مائده،محدثه"، اگر …
از لحاظ ظاهری ترجیحا سبزه و لاغر و استخوانی نباشند. چون خودم یکم چاق هستم، زیبایی اولویت اولم نیست، در حد متوسط اما آراسته . خانواده مذهبی باشن، ترجیحا سنتی…
همون شد که پیش بینی می کردم. کم کم باید خودم رو به شنیدن این زخم زبون عادت بدم که محمد اگر زرنگ بود تا الان خودش یه دختر برا خودش پیدا کرده بود!! اصلا پسر با…
اخیرا اتفاقاتی توی شرکت افتاد که خیلی جالب و چالش برانگیز بود. حوصلم نمیشه الان کامل دربارش بنویسم. اما گاهی اوقات موقعیت هایی پیش میاد که می بینی کاملا به ض…
این چند روزی که بهتر خودمو شناختم... به این فکر می کنم که توی ازدواج، بهتره آدم با چه کسی شریک بشه. مثلا یه آدم بی شور و احساسی مثل من، با یکی مثل خودم احساس…
یه پادکست یک ساعته درباره شخصیت های INTJ گوش دادم و چیزای زیادی دستگیرم شده. یه جورایی ریشه خیلی از رفتارهام برام روشن شد. از جمله اینکه کمالگرایی به خودی خو…
دلم میگه وقتشه این منزل رو هم ترک کنم... یه نام مناسب هم اجاره کردم.
مطلبی رو توی ویرگول دیدم که برام جالب بود. فریادی از دنیای درونگرایانِ منطقی. تست شخصیت شناسی رو خودمم انجام دادم و نتیجه این بود. جالبه که قبلا هم این تست ر…
اکثر برنامه های تلویزیون شده تاک شو و مصاحبه ها و بازی هایی که با حضور سلبریتی ها انجام میشه! واقعا چرا باید مسابقه ماست خوری فلان بازیگر ها برای من جالب باش…
روز دختر، نامزد برادرم بعد از غروب با برادرم اومد خونمون، اولین بار بدون پدر و مادرش، بعد یهو اومد جلوم و به مناسبت روز دختر این بسته نقل و شکلات که یه یاددا…
همه دلخوشیم این روزا اینه که لپ تاپی که خریدم 6 تومن الان شده 9 تومن :) در اقدامی انقلابی دست به یک سرمایه گذاری شخصی کردم و به ترازوی شیائومی خریدم که نمیدو…
بهشت یعنی یک زندگی ابدی در جستجو و ماجراجویی در نشانه ها و آثار خدا در مسیر رسیدن به خدا تا بی نهایت...
فکر کن بچه دار بشی اونوقت بچه ات یه نقص عضو ترحم برانگیز داشته باشه (مثلا چشماش چپ باشه) که هربار که بهش نگاه می کنی این حس ترحم و ضعف رو هم نسبت به خودت و د…
یه داستانی برام پیش اومد که خیلی عجیب بود... فقط در این حد بگم که فاصله ام با گناه بسیار بسیار کم بود. اونم چه گناهی! اما انگار هربار خدا همچین با دست می زنه…
دینداری می کنیم اما با یاس، که بیشتر ناشی از همان کمالگرایی هست.
توی این یه هفته... به این چند موردی که زنگ زدیم... گویا یکیشون پدرش به دلایل نامعلومی مخالفت میکنه... سه تاشون هم قصد ادامه تحصیل داشتند! همچنان در جستجو... …
اینکه گاهی اوقات خدا تورو با دیگران امتحانی میکنه که نتیجه اون این میشه که تو یه احمق به نظر برسی... دقیقا منظورش چیه ؟! میخواد که به چی برسی و چه رشدی توی ا…
میگن حضرت آیت الله بهجت هر وقت میخواستن مطلبی رو به کسی انتقال بدن یا نصیحت کنند از داستان و قصه استفاده می کردند. یکی از فانتزی هام اینه که جوری بشم که کلی …
میخواستم یه نقاشی بکشم یادم اومد خیلی وقته مدادم رو گم کردم
بالاخره همت کرده و آزمایش رفتم. با این اعداد که بالا هست، من الان خوبم ؟؟
گویا پتانسیل بالایی در منظور دار حرف زدن و متلک های ریز و کالیبره انداختن دارم! خدا نکنه از کسی آتو داشته باشم. و روی اعصابم باشه.
مطالب بهزاد مرادی اینجا خونده شود. و این مطلب داوود تراب زاده
یه هیولایی رو همین الان درونم دیدم!! اینکه ما آدما هر کاری می کنیم که بی نیاز بشیم! حتی به دین هم که عمل می کنیم برای اینه که تهش بی نیاز بشیم، از هر چیزی، ح…
این مطلب رو بخونید و بشنوید و بازنشر دهید کدامیک اولویت دارد؟
کلیپی درباره HOW TO STOP BEING A NICE GUY | UNLEASHING THE ALPHA می بینم، من اون آدمم. نایس گای... که سعی می کنه همیشه از تعارض ها دوری کنه. و همه چیز رو توی…
رب ساعت قبل از جلسه، توی ماشین دو ساعت براش توضیح دادم که رفتیم خواهشن نرو روی منبر، صحبت از قبر و قیامت و گور و کفن و نکیر و منکر و سرای باقی و فانی و لما ت…
خیلی از دستشون دلخورم، دلم میخواد داد بزنم. بگم من اون وقتی که سر کار می رفتم، درسم رو تموم کرده بودم و سربازی هم نداشتم اومدم پیشتون و غرورم رو له کردم و نی…
با کلی اصرار؛ بالاخره تصمیم گرفتند برن خواستگاری... قبلا مادر یکی از همسایه های قدیمیمون برا پسرش رفته بود و پسندیده بود و اما خب گویا شرط آقا پسرشون فقط دخت…
معرفی بیوگرافی شامل سن، کار، محل تولد، قومیت، محل زندگی(اجاره ای یا ملکی)، شغل پدر و مادر، تحصیلات، رشته و محل آن، تعداد برادر و خواهر و سن آنها، رابطتتون با…
امروز داشتم با یکی از همکارام (از من بزرگتر و متاهل هست و چند ساله اینجاست) درباره تست یک بخشی از نرم افزارمون چت می کردیم، یهو وسط صحبت گفت میدونی یه چیزی ه…
دو روز پیش مادرم رفت و دید و پسندید، به همراه دوتا از دوستانش. اینبار گویا مورد معقولانه بوده، هم ظاهری هم باطنی. قراره توی هفته آینده تماس بگیره تا یه روزی …
می خوام یک مدتی روی مودت تمرکز کنم، یعنی با اینکه دوست ندارم اما وانمود کنم که دوست دارم، فیلم بازی کنم و اداشو در بیارم. باشد تا کم کم قلبم هم به سمتش متمای…
باید سعی کنم بیشتر به پاداش فکر کنم. هر بار سعی کنم پاداشی که با تصور کردنش بهم حس خوبی میده رو با چیزی که درپیش رو دارم جایگزین کنم و به همون حس خوب برسم ام…
آقاجان وقتی بهتون میگن مورد مناسب معرفی کنید قرار نیست هر کسی که میشناسید رو همینطوری معرفی کنید! مورد دادن حضرت مادر رفته میگه از در داخل نمیومد ! چه وضعشه …
توی برنامه نویسی مفهومی داریم به نام Refactoring. که شاملپروسه ای هست که برنامه نویس کدهای که قبلا نوشته شده و بعضا کار هم می کنه مورد بازنگری و بهینه سازی …
گاهی اوقات که میخوام خوندن کتابی رو شروع کنم این سوال ذهنم رو مشغول می کنه که حالا اگر اینو خوندم چه استفاده ای ازش می تونم توی زندگی واقعیم داشته باشم. این …
خدایا چرا اینقدر زود یاس و ناامیدی منو میگیره، چرا زود بیخیال میشم... دهنم سرویس شد، تا بهم میگن بهت نمیدیم رومو میکنم اونور و میرم یه گوشه کز می کنم. چرا من…
شاید گاهی اوقات بهتر باشه تصمیم هایی که گرفتنشون برای خودتون سخته رو به عهده دیگران بزارید... اینطوری میشه پیش رفت.
من میگم چقدر این سکوت و تنهایی شعر های سهراب سپهری رو دوست دارم، نگو روز و ماه تولدمون یکی بوده ! مشتاقش شدم.
به قلیون نزدیک هم نمیشم 😐 واقعا آشغاله. فقط نوشابه 😋 فردا بازم باید برم سر کار، حوصلشو ندارم، توی عید اولش خواستم برم مشهد اما جورنشد، انگار امام رضا هم ب…
توی جوونی رباط زانوم رو از دست دادم هیچی نگفتم، توی پیری مچ دستش ساییدگی بهم زده گریه می کنه :/
چقدر این روزا شیراز خوب شده، خیابونا و خط واحد خلوت.... نسیم خوش بوی بهار نارنج... صدای پرستو ها.... فقط حیف که باید تنهایی لذت ببری.
رفته گفته، هاهاها... فردای اون روز هر چهارتاشون اومدن از من معذرت خواهی کردن :| یعنی بعضی ها هرچقدر بیشتر بهشون احترام بذاری فقط لجن درونشون بیشتر تولید میشه…
مادرم همیشه می گفت یادم میاد شبی که بدنیا اومدی یه جشنی بود، شایدم جشن مبعث بوده به همین دلیل اسمت گذاشتیم محمد. جالبه که اون روز توی تقویم نگاه کردم دیدم شب…
پسرخاله ام برای تعویض سیم ارتودنسیش اومده شیراز و از اونجایی که از اوضاع خونه ما بی خبر نیست عصر ها زنگ میزنه که بریم بیرون، با اینکه این روزا تا ساعت ۶ شرکت…
رسما یه هفته هست باهاشون حرف نزدم، هیچ. دیروز میخواست مثلا جوری وانمود کنه که انگار شرایط عادی هست، گفت بیا موهای پشت گردنم رو درست کن، گفتم کار دارم و رفتم …
فقط دوتا داد زدم، اما صدام تا الان گرفته، حقشون بود. الانم دو روزه که باهاشون حرف نزدم، حتی سلام هم نکردم وقتی میام خونه. نگاه هم نکردم. غذا هم از بیرون گرفت…
_ انتهای قدرت می بینی اونی که خودتو واسش فروختی، اون شاه؛ یک آدم ضعیف و حقیر مثل خودت بوده و تو می مونی که اگر اینطور هست پس چرا خودم شاه نشدم، و این یعنی حس…
برام توصیفش کن همونطور که دیدی. این دیالوگی از سریال مارکوپولو بود که خان خطاب به مارکو میگه، به عنوان تنها وظیفه ای که داره و باید به خوبی انجامش بده وگرنه …
دویدن رو از امشب شروع کردم، تنهایی. برنامه گوشی رو تنظیم کردم برا سه کیلومتر دویدن، اما دو کیلومتر که شد دیدن ریه هام به سرفه افتادن و بهتر دیدم که بیخیال بش…
حس بدی دارم، انگار یه چیزیکمه. شاید جای خالیِ یه نفر...
اولش میخواستم فیلم لاتاری رو ببینم، وقتی رفتم بگیرم دیدم تموم شده همه سانس هاش. بچه های شرکت همه بلیط مصادره رو گرفتن، من اما گفتم نمیام. چون سه تا از خانم ه…
وارد خونه که شدم دیدم کف پذیرایی دراز به دراز افتاده، فهمیدم که باز خبری شده، نفس عمیقی کشیدم از اون نفس ها که موقع پریدن از بلندی آدما میکشن. از مامانم پرسی…
یکی از حس های خوب برنامه نویسی وقتی هست که یک کد قدیمی که پیچیده بوده و داره کار می کنه رو بهت می سپارند تا تغییراتی رو در اون اعمال کنی و تو از توی همون کد …
نمی تونم باور کنم که خدا اسباب و لوازم شاد بودن و رسیدن به خوشبختی رو در درون هر انسانی از قبل کپسوله کرده و در اون قرار داده. بعضی ها هر روز به داستان زندگی…
رفته بود برای مصاحبه، داشت بهم میگفت که طرف عجب آدم بی شعوری بود و همش تیکه می انداخت بهم. برگشته گفته که دو سال خوابیدی توی خونه حالا 2 تومن هم حقوق میخوای …
چنان شوکه شدم که چشمام از حیرت باز موند! اما خیلی سریع چنان عصبانیتی جاش رو گرفت که بشقاب غذام که جلوم بود رو بلند شدم کوبیدم به دیوار طوری که پودر شد کلا، ب…
دلتنگی را تجربه می نماییم.... چه ناخوشآینده! :(
از سونا بیرون میام و بی معطلی دماغ گیر رو میزنم و با کله میرم توی حوضچه آب سرد! از نوک موهای سرم تا نوک ناخن پام جزر و مد میشه از سرما یهو سرم رو بیرون میارم…
::Cry::
فرزندم، همه تلاش من این بود که نسخه بهتری از پدر و مادر خود باشم، و تو را نسخه بهتری از خودم تربیت کنم. پس منو ببخش اگر به اندازه که تو می خواهی قوی نیستم. ب…
به قدری از خودآگاهی رسیدم که زنجیر های بسته شده به پای و دست روحم رو می تونم حس کنم. درد آهنی که به مچ پایم قفل شده است و در گذر سال ها در گوشت و استخوانم فر…
بهم میگه که تو هم مغروری هم اعتماد به سقفی اما از نوع خوبش ! گفتم خدایی مغرور نیستما ! اعتماد به نفسم هم خیلی زیاد نیستا ! گفت که ولی خدایی حاضر جواب که دیگه…
ما آدما واقعا نمیتونیم توی قضاوتمون دیگران رو یه جایی بین رومی رومی یا زنگی زنگی قرار بدیم. همیشه اونقدر موقع قضاوت احساساتی میشیم که اگر مثلا یه بدی بهمون ک…
بچه که بودم همیشه یه سوال داشتم که خیلی صادقانه و ساده رو به خدا میکردم و می پرسیدم: نه واقعا تو درباره من چه فکری می کنی الان! و همواره برام یه علامت سوال ب…
یکی از بهترین راه های امتحان کردن افراد اینه که به حق یا ناحق طرف رو عصبانی کنی و بعد ببینی که آیا در این حالت عصبانیت از حق عبور می کنه برای خالی کردن عصبان…
خب... ما هم تا ساعاتی دیگر راهی زیارت اربعین هستیم. ان شالله که امسال شیطان نا امید باشد و ما امیدوار به لطف و توانایی حسین در تحول قلبمان
خیلی با خودم کلنجار رفتم، اون روز هر طور بود خودم رو راضی کردم که یه بار دیگه هم به مدیرم برای رفتن به کربلا توی اربعین اصرار کنم... گفتم حالا یه ذره هم تو ا…
گفتم ببین، اصلا سیستم خدا اینطوریه... همین که یه ذره ازت خوشش بیاد میزنه شل و ناکارت میکنه... یا خودتو میکنه زیر تریلی یا اطرافیانت... یا یکی زخم زبون بهت می…
جمعه اسباب کشی داشتیم که البته من زیر کار در رفتم، چون برادرم از دانشگاهش تهران اومده بود و چندتایی از رفقاش رو گفته بود که بیان کمک، منم گفتم برم بیرون یه س…
باید که ابراز کرد.... باید که ابراز کرد و به زبون آورد.... باید که اداشو در آورد باید که ابراز کرد
دیشب خوابی دیدم که در اون یک حس دوست داشتن بسیار شدید و غیر قابل وصفی رو به شکل یک لذت عمیق تجربه کردم به نحوی که همین الان هم اندکی از شیرینی خاطره اش که در…
اخیرا خیلی ذهنم درگیر این قضیه هست که واقعا اصل حیات چیه و اون دنیا چه خبره که خداوند اینطرف رو اصلا حیات به حساب نمیاره و بهشتی که تنها چیزی که ازش میدونیم …
در جایی خوندم که روند رشد مومن و درک خدا حتی بعد از مرگ هم برای مومنین ادامه داره و هرچند که دیگه حساب و کتاب شده اما بازم میتونه رشد کنه و حقایق بیشتری رو ا…
اسباب زندگی اونطرف، مثلا برای عبور از صراط باید دید الان چه چیزی عبور ازش برای نفس مثل عبور از چیزی نازک اندازه مو، و تیز اندازه لبه شمشیر هست! اگر در همین د…
دو روز پیش تولدم بود، و کلا دو نفر فهمیدن و بهم تبریک گفتن. یکیش رو با پیگیری کامنتای وبلاگم شاید فهمیدید، یکی دیگه هم یه غریبه بود! :)) این الان خوبه یا بده…
سومین روز کاریم رو توی شرکت جدید پشت سر گذاشتم و به قول معروف که میگه so far so good تا اینجا مشکل خاصی نبوده. دو مورد رو خیلی دل می زنم اینجا، یکی اینکه بیم…
_ تا حالا شده سینه بزنی و به دلت التماس کنی که نرم شو لعنتی! تکونی بخور آخه. _ وقتی که بدونی که قراره بابت خوب بودنت بهت چه پاداشی میدن دیگه سخت میشه خوب بود…
با مدیر شرکت جدید برای اربعین صحبت کردیم و گفت که خیلی توی فشاریم و برامون مقدور نیست که بتونیم اجازه بدیم این مدت رو برید ! اون از مشهد، اینم از اربعین... ک…
تصمیم داشتم که قبل از اینکه جایی مشغول به کار بشم یه سر برم مشهد. با پسرخالم صحبت کردم و اوکی داد که یکشنبه بریم. برای حدود 1 ساعت همه چیز اوکی به نظر می رسی…
شش ماه اول سایت یا هیچ شرکتی استخدام نمی کنه یا اگر هست بدرد نخوره، حالا نمی دونم یهو توی این یه هفته آخر باید 4 جا باهام تماس بگیرند و بمونی بین انتخابشون! …
شاکی ام ، همصحبت من کجاست؟ با تو ام خدای زلفا و جویبر. شدیدا حس یتیمی دارم، مشکل از منه یا واقعیت همینه و من در اشتباه هستم ؟
عروسی پسر خالم بود چند روز پیش و چون برادرام یکیش سربازه و اون یکی هم اجرا داشت فقط من موندم به عنوان راننده! منم قبول کردم و دل و به دریا زدم و البته مشکلی …
برادرم قرار بود بچه های پایگاه رو ببره به سپیدان برای تفریح که به من هم گفت که اگر دوست دارم بیام (البته داشت با یه تیر دو نشون میزد چون اگر من میومدم می تون…
قرار بود پنج شنبه بهم خبر بدن که خبری نشد و خودم به دوستم پیام دادم و گفتم برام سوال کنه. گفت پرسیده و گفتن اگر با فلان مبلغ مشکلی ندارم اوکی هست منم گفتم به…
فرصتی بود تا بار دیگه فیلم Troy رو ببینم، این نقل قول در فیلم خیلی عالیه! If they ever tell my story, let them say that I walked with giants. Men rise and fa…
نخیر، انگار اختلال خواب داریم ! گوشیم روی افق تهران مونده بود منم حواسم نبود، همینطور که از سر شب تا الان به سقف خیره بودم پاشدم نماز خوندم و برادرم گفت که ا…
توی دلم آشوبه این چند روز، هر جور حساب می کنم میبینم که باید این راه مهاجرت رو برم. نمی تونم تا آخر مسیر رو ببینم اما می دونم ترس هایی توی وجودم هست که فقط ب…
برای رفتنم به تهران استخاره زدم که این آیه اومد، البته پیشنهاد پدرم بود، منم نمی دونم چطوره واقعا انگار ابن سیرین استخاره هاش درسته در اکثر مواقع. وَ أَنَّ ا…
امروز برای مصاحبه با یک شرکت که دوستم معرفی کرده بود اومدم تهران. صبح رسیدم و از همون اول انگار کریستف کلمپ نقشه روی گوشیم دستم بود تا محل شرکت رو پیدا کردم…
به زودی آدرس این وبلاگ عوض خواهد شد ... به دلایلی !
آخرش ختم به شر شد این قضیه. حالا که کار تموم شده موقع پرداخت دستمزد برگشته پول گرفته جلو طرف میگه بردار. بعد که طرف رفته بهش میگم خب شما از اول با هم مگه طی …
بالاخره تموم شد. باز هم اون یکی برادرم نامردی کرد و صبح قرار بود وایسه تا عصر من برم کار رو انجام بدم اما خب تخت گرفت خوابید و اینجا بود که دوباره همه نگاهها…
داغون شدم. صبح نوبت برادم بود که بره کارگری که گرتفت خوابید و خب نگاه های همیشه در این مواقع به فرزند ارشد هست! این شد که ما ۱۲ ساعته سر پا هستیم و پاهام گزگ…
طبقه پایین خونمون تعمیرات داریم، به لطف وجود بنده از کارگر هم بی نیاز شدند! یه دستور توی npm اجرا می کنم و یه فرقون ماسه درست می کنم. کمرم روی صندلی پهنا میش…
دیروز برای کار رفتم یه شرکت برای مصاحبه، توی پایین شهر یه خونه گرفته بودند که هم راحت باشن هم هزینه شون کمتر بشه. یه نکته اینکه وقتی بحث این شد که شرکت داره …
یکی به من بگه چرا این موقع شب من باید بیدار باشم! بابا ساعت سه بعد از ظهر یه اسپرسو دو نفره زدیم، آخه برنامه نویس که نباید اینقدر بی جنبه باشه! با کمی تاخیر،…
چند شبی هست که روی پشت بوم می خوابم. علتش رو در مطلبی جدا نوشته بودم که اینجا منتشر نکردم. خلوت و تاریکی اش رو دوست دارم اما چون خونمون نزدیک به جاده کمربندی…
امشب اتفاقی گذرم به آسونه افتاد و گفتیم بزار هم یه زیارتی کنیم و هم نمازمون رو همینجا بخونیم. وقتی از وضوخونه بر می گشتم، سری به قبرستان کوچیک پشت حرم زدم. ه…
قلب نویسنده گاهی اوقات دچار رقت شدیدی میشه و در اون حالت خوش به چیز هایی فکر می کنه که در حالت عادی خیلی بعید به نظر می رسند. اون شب دچار چنین حسی شد و دعای …
چیزی که بیش از هر چیز درباره موجودی مثل مار من رو می ترسونه و به نوعی شگفت زده می کنه، قابلیت نیش زدن و زهر اون نیست، بلکه قابلیت پوست اندازی و رشد کردن اون …
به نظر من مهندسی نرم افزار مدرن، بهبود مداوم شیوه اتصال زدایی است. با این که تاریخ نرم افزار اتصال را بد نشان می دهد، همچنین خاطر نشان می کند که اتصال اجتناب…
خدا یه بنده هایی هم داره که اهل خواستن نیستند، یعنی نه که نخوان، می خوان اما خواستشون رو بیان نمی کنند. نمی دونم خدا با اون بنده ها چطوری تا می کنه؛ چطوری عط…
قلب نویسنده به شدت دچار بسط شده و گرفته، انگار که یکی خاطرات روزهای اول خلقتم رو در گوشم مخفیانه زمزمه می کنه و به یادم میاره مقام اشرف مخلوقات خودم رو. و من…
گاهی اوقات، وسط یک نبرد تمام اون چیزی که نیاز داری دستی هست که روی شونمون بزنه و در گوشمون بگه چیزی نیست پسر، نگران نباش... درست میشه. نبرد باستانی، و...
شب با چهارتا از دوستام که از زمان دانشگاه و با یکیشون که الان سرباز هست و همین چند وقت عقد کرد، با هم رفیقیم رفتم بیرون. رضا، همون دوست سربازم یکم روحیه اش ض…
دیشب حین تلاش برای خوابیدن، یکهو راه حل یکی از چالش هایی که توی پروژه ای که دستم هست به ذهنم رسید! یهو خندم گرفت که مردک نفهم، الان؟ ای موقع؟ خوبه حداقل فهمی…
امروز هم یک چالش رانندگی دیگه رو که خیلی مسافت طولانی تر و شلوغ تر بود و در محیط های روز و شب طراحی شده بود رو هم پشت سر گذراندیم. به هوای گردش ما رو پشت فرم…
این ماه رمضون از یک جهاتی واسم متفاوت بود. می تونم بگم که توی مبارزه با هوای نفس کمی بهتر عمل کردم نسبت به گذشته خودم اما دستاورد ها آنچنان تحفه ای نبود. یعن…
سابقا دچار Insomnia یا شب بیداری بودم و گویا دوباره اومده سراغم. یک علتش بهم ریختن ساعت بدنم توی ماه رمضان هست و علت دیگه... فکر! فکرایی که بستر خواب رو به ش…
صبح با دوستم رفتیم یه گاراژ که ماشینش رو تعمیر کنه. مسیر یکم طولانی بود و وقتی رسیدیم حسابی کله ام داغ کرده بود. از قضا چشممون به یه آبسرد کن افتاد اون گوشه،…
تا پریشب خرک خویش لنگان به مقصد رساندیم؛ اما دیشب دیگه نشد. مقاومت ادامه دارد...
والا نمی دونم. این جوابی هست که این روزها از دوستام می شنوم وقتی که می پرسم خب حالا می خوای چی کار کنی؟ اوضاع کار خوب نیست و این جوانه های سر از خاک در نیاور…
این آیه رو بخونید Surah Abasa, Verse 34: یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ در آن روز که انسان از برادر خود میگریزد. واقعا برام سواله که اون موقع دقیقا ب…
یه مطلبی قبلا نوشته بودم با عنوان " زیباترین نوحه ای که گوش می کنم ". خیلی از بازدید کنندگان وبلاگم به خاطر این پست سر از اینجا در میارند. اما برام جالبه که …
این فیلم عالی بود، کلا تجربه خوبی از فیلم های هندی که بر اساس واقعیت ساخته میشن دارم. موسیقی متن هم خیلی زیبا و بکر بود. کاملا مخاطب رو در متن داستان قرار می…
مع الوصف، حالت به گونه ایست که نویسنده می توانست مثل مار، روزها به پژمرده شدن یک گل خیره شده و در همان حال کتابی شاعرانه در توصیف آن بنویسد. یا همچون ساحل، ت…
دوستم یه مورد واسه خاستگاری پیشنهاد داد، با خانواده که مشورت کردم به دلایلی نظر بر این شد که فعلا نه! دوستم خواسته بود که مشخص کنم که می خوام یا به یکی دیگه …
ماجرا وقتی سخت میشه که علاوه بر انفعال خودت، با انفعال یه آدم دیگه هم بجنگی تا کاری انجام بشه! این شبها از بس فکر داشتم خوابم نمی بره، اون وقت که خودم رو قان…
فیلم Amelie رو دیدم؛ معرکه بود. کاملا با امیلی حس همزاد پنداری داشتم. یک درونگرای فوق العاده. خطاب به نیمه گمشده ام: یکم مثل امیلی باش :))
اولین تجربه من از سینما رفتن بر میگرده به موقعی که مهدکودک می رفتم، اون موقع به شدت درونگرا و ساکت بودم و توی ذهن خودم دنیاهای خیالی می ساختم و با شخصیت هاشو…
خیلی هامون از اینکه نه بگیم می ترسیم، خیلی هامون هم از اینکه نه بشنویم. ولی کلمه نه اونقدرها هم بد نیست، در واقع شاید کلمه نه نیست که واسمون ناراحت کننده هست…
علی ایها الحال یک پروژه طراحی گرفتم، هم واسه تنوع، هم پول. کارش راحتتره، هم یکم منو یاد عشق اول و پنجمم می اندازه، هم اینکه از توی خونه هروقت دوست داشتم، هر …
رفتیم صد مرتبه ذکر "أسئل الله من فضله"، تا ختم 14000، که توی نرم افزار باب نعیم گذاشته بودند به نیت ....
بالاخره آزمون رو به پایان رسوندم و نتیجه خوب نبود. فکر نمی کردم کد هم توی سوال ها بدن، یا اینکه سوال ها قرار بوده انگلیسی باشه. اولش هم نمی دونستم می تونم بی…
زیاد اهل دعا کردن و معامله با خدا نبودم ( یعنی بلد نبودم) اما یه وقتایی هست که آدم سر یه چیز که واسش مهمه میاد پای میز مذاکره و خلاصه قول و قراری می زاره. تو…
ذهنش شده انگار یه سیاه چاله متشکل از دود و ماده تاریک و انرژی منفی ... و داره با قدرت همه چی مارو به داخل خودش می کشه. چیکارش کنم خدا، زورم که دیگه به این نم…
استرس دارم، نمی دونم دکمه شروع آزمون رو بزنم یا نه! یا نه و بیشتر مطالعه کنم از بحث هایی که نمی دونم اصلا مرتبط هست یا نه. دارم به اون نقطه ای نزدیک می شم که…
گویا به اندازه کافی تعاملات اجتماعی بر جسم و روح نمی زنیم ! خو از کجا بیارم آخه! نیست .
کور سوی نوری پدیدار گشته که نویسنده قصد داره قوه خیال رو از تحرک باز داره، از اینکه تصور کنه که حالا خواستیم تهران خونه بگیریم چه وسایل شخصی باید جدا واسه خو…
سلام علیکم بر برادر "چهار سال دیگه ناامیدی، افسردگی و بیکاری و تجرد". خب، چه میشه کرد، بهر حال مردم همیشه شنیدن دروغی که واسشون خوشاینده رو به شنیدن حقیقتی ک…
به تو حسودی می کنم فرهاد، عشقت معلوم بود کیه، اسمش چیه و اینکه دقیقا می دونستی که برای رسیدن بهش باید کوهی رو در جایی، سنگ به سنگ تیشه بزنی تا به زمینی هموار…
صبح توی خط واحد یه آقایی کنار دستم نشسته بود که یهو شروع کرد صحبت کردن درباره مسایل سیاسی. با این جمله شروع کرد که بعضی ها چقدر ساده لوح هستند، گفت که صبح از…
القصه اتفاقاتی که در روزهای اخیر بر ما گذشت. واسه یه اسهال ساده ی پدر، یک هفته در استرس و رنج گذشت. نمی دونم واقعا اینقدر که نشون میده درد داره واقعا یا نه! …
خب، راهکار اینه... اگر می خوای یک کتاب بنویسی، هر روز فقط 200 کلمه بنویس. Don’t aim for perfection. Don’t judge your work. Just write. و به قول ارنست همینگوی…
خیلی از افراد دو تا زندگی دارند، یکی اون که همین الان دارند زندگیش می کنند و یکی دیگه اونکه اشتیاق زندگی کردنش رو دارند. شما هم حتما یه تصویری از کسی که می خ…
آیا شما رویاندید یا ما ؟! توی دنیا ما فقط می کاریم، دانه یا سعی. و نتیجه با خداست. اونه که می رویانه بذر سعی رو، نتیجه هر چه شد ما نباید خود رو از محرومان بد…
این نوشته رو در حالی می نویسم که روبروی بیمارستان توی ماشین پارک شده خوابیدم و جناب پدر هم بستری می باشند. طبق معمول صبر و طاقت کمی دارند و حسابی دردسازی می …
عشق اول ام نقاشی بود، اون موقع که بچه بودم بهترین سرگرمیم کشیدن نقاشی بود. فکر می کردم بزرگ شدم از این راه زندگیمو بچرخونم ! هنوز هم نقاشی های خوبی می تونم ب…
I'm OK :D
گور پدر هر چی نویسنده غربی هست، افسردگی، غم و این کوفت و زهر ماری های روحی فقط یک درمان داره و اونم مالیدن نوک انگشت به هم یا خوردن شکلات یا نفس عمیق کشیدن ی…
دیروز استاد پناهیان دانشگاه شیراز سخنرانی داشتند. یک شاه جمله ای رو گفتند که حس کردم گمشده من هست. گفتند که حضرت علی در نامه به مالک اشتر اولین صفت یک مدیر و…
امروز دوست دارم واقعا این رو واسه خودم بنویسم که نساختن یک مجسمه خیلی زیبا، خیلی بهتر از ساختن یک مجسمه زشت هست. درگیر یک رابطه که می تونه خیلی عالی باشه نشد…
من این رو کجای دلم بزارم استاد آخه ! باید تصور ما از خدا اینطور باشد که خدا کاری جز مهربانی کردن و شاد کردن ما ندارد. اگرچه لازمه رسیدن به شادی عمیق، عبور ا…
اگر داری راه میری بایست و اگر ایستادی بشین و اگر نشستی قشنگ یه بالش بزار زیر سرت و با دقت بخون چون نویسنده قصد داره یه راز خیلی مهم زندگی رو بهت بگه :) حقیقت…
لازم و واجب می دونم بر خودم که این نوشته رو شروع کنم با تف به سرماخوردگی، و خب البته اگر در نظر بگیریم که رزق هر کسی از سختی و رنج تقسیم شده است پس به این نت…
چقدر تغییر کردیم واقعا ؟ از زمانی که می رفتیم لب رودخونه دو تا کف دستمون رو روی زمین می ذاشتیم و با دهنمون آب می خوردیم تا الان که آب رو در لیوان ریخته یک بر…
چقدر جالبه که تمام حس های بدی که به خودت داری و در لحظه هایی توسط امواج منفی احاطه شدی و خودخوری می کنی، با شروع یک کار خوب مثل ابر های بهاری شیراز که دیگه ح…
جالبه که ضمیرهاى مونث در قرآن همه به کلمه ( ارض ) برمى گردد. جالبه که می گن Mother of earth، یعنی مادر زمین. جالبه که در قرآن علت وجود حیات در زمین آبی هست ک…
یکی از چیزهایی که توی دنیا تعریف شده تا ما آدمها رو تحت فشار و رنج دادن قرار بده سقف هست. سقف های ذهنی که توسط خودمون ساخته و پرداخته شده و یا توسط دیگران بر…
یادمه از وقتی بچه بودم همیشه از اینکه یک کاری رو تقلید کنم بدم می یومد، اصلا حس بدی بهم دست می داد وقتی که تقلید می کردم. مثلا وقتی که توی کلاس معلم یه سوال …
دیروز (خب حقیقتش دیروز نبود اما در حوصله نویسنده نمی گنجه که بخواد حافظه نازنین خودش رو برای به یادآوری رویدادی ناخوشایند در گذشته نزدیک تحت فشار بزاره!) موق…
1- من آدم همدل و یکرنگی هستم و این رو در برخورد اول هم به آدم ها انتقال می دهم که چه آدم قابل اطمینانی هستم و دیگران می تونند به راحتی بهم اعتماد کرده و رابط…
این چند روز ذهنم خیلی آشفته بود که چرا نمی تونم توی زندگی تمرکز داشته باشم. در واقع فکر می کنم این عدم توانایی در تمرکز ناشی از اینه که روی یک هدف توی زندگیم…
این مطلب قراره فی البداهه چیزی رو توصیف کنه که خودش هم نمی دونه یعنی چی! مثلا امروز که پنج شنبه هست و تعطیله و وقتی که بعد از ظهر از خواب بیدار شدم یه لحظه ا…
داشتم به این فکر میکردم که خدا الان واقعا چی از من میخواد، سعی کردم خودم رو بزارم جای خدا ! سعی کنم تمام عمر خودم رو در یک لحظه ببینم، از اول تا آخرش با همه …
همه کارهای ما زیر آواری از تعارفات روزمره و پیشفرض های الکی دفن هست، وای از اون روزی که بهت میگن خب، اون تشریفات که هیچی، بگو ببینم واقعا خدات کی هست ؟؟!! چی…
قصد دارم بخشی از چیز های که فکر میکنم نمی تونم باشم رو بنویسم. من نمیتونم مثل یک فروشنده ی پررو و زرنگ هر روز با آدمای زیادی سر و کله بزنم و از اینکه متلک و …
توی یه گروهی عضو شدم که هر روز قراره یک نقاشی رو در حداکثر دو دقیقه بکشیم و بفرستیم. به مدت 30 روز. هدف اینه که به نوی کمال طلبی بی حد و مرز خودمون رو به چال…
چه احساس با عظمتی هست وقتی که اتفاقی (بخوانید مشیت خداوند) در میان هیاهوی زمانه، در میان شلوغی انسان ها و رابطه ها، در میان خط زمان، همفکر خودت، همجنس خودت، …
خوشبخت دونستن خودتون رو هیچوقت به عوامل خارجی شرطی نکنید، فکر نکنید اگر فلان دانشگاه قبول بشوم آنگاه من آدم موفقی هستم و اجازه دارم اون حس خوشبخت و شاد بودن …
امروز آخر وقت با مدیرمون بحثمون شد. یعنی دوستم که مثلا قراره تحلیلگره سیستم باشه داره سرسری میره جلو و به من ارائه میکنه و منم طبق اون چیزی که اون گفته بود د…
دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو؛ نهان مکن چون خمُشانِ بیگنه روی بر آسمان مکن
آخه چطور میشه بی هدف فقط بود. بعضی ها خیلی خوش شانسند که زندگی بدون اینکه خودشون بفهمند یهو یه هدفی رو میکنه توی کله شون و اونا هم تا تهش میرن. خب یه حالت دی…
کسی که فکر می کنی دوستش داری متعلق به همونی هست که سرش رو روی شونه هاش میزاره و گریه می کنه؛ حواست باشه.
این جایگاه های موقتی دنیا بیانگر وجود تو نیستند. نباید گذاشت که فریب جایگاهمون رو بخوریم، خوب یا بد هر کسی برای جایگاهی خلق شده. مهم فقط اینه که همون جایی که…
امروز یه جلسه طوفانی و خیلی چالشی توی شرکت داشتیم، درباره علت تاخیر توی اجرای پروژه ها و کاهش کیفیت. که مدیرمون دو روز قبل قرارش رو برای امروز گذاشته بود. او…
میدونی، آخه خدا تو رو خیلی دوست داره. وقتی که تو رو سرگرم گناه میبینه، وقتی که دیگه بهش هیچ توجهی نمی کنی و نشانه هاش رو نمیبینی، خیلی آروم و بی صدا توی شلوغ…
نه پتک اصالت داره، و نه کسی که پتک رو میکوبه و نه آتیش. هدف فقط تویی و تاثیری که تو باید بپذیری، حالا به هر روش ممکن! نه از آهنگر دلگیر شو، نه از پُتک آهنی! …
این ایده رو الان توی وبگردیم پیدا کردم، از یه سایت که قبلا بهش لینک داده بودم! عالیه؛ عالی؛ اگر میخواهید خلاقیت بیشتری داشته باشید، میتوانید از قیودی برای …
نمی دونم از چی باید بنویسم، اخیرا فهمیدم که این حال مزخرفی که دارم اسمش افسردگی هست. افسردگی ناشی از کار مداوم و زیاد، همچنین استرس بالا. دلم می خواد یه مدت …
اولش باهاش کمی صحبت کردم ، شب بعد هم همینطور. اما بعد دیگه ازش خبری شد...و من داشتم بهم عادت می کردم! بعد دیدم فایده نداره، ما هیچوقت واسه هم نیستیم. همه چیو…
صبح از خواب بیدار میشم، تلگرام رو باز می کنم، کلی پند و اندرز و سخنان حکیمانه و لطیفه و مطلب علمی، اندازه کل اطلاعاتی که ارسطو و افلاطون و فردوسی و ملاصدرا و…
راستش هیچوقت از اینکه مثل خیلی ها اتفاقات روزمره زندگیمو اینجا بنویسم حال نمی کردم. اینکه همه اون اتفاقات جزیی و کلی و گاهی هر روزه و تکراری رو بدون ذره ای ف…
اهداف من. هر چقدر کوچک، اما باید بهشون متعهد باشم، هیچ وقت حق ندارم اینها رو فراموش کنم، و هیچوقت حق ندارم دست از توبه از کوتاهی در اهدافم بکشم. اگر هر سال ب…
اگر از هر کدوم از شما بپرسم که مهمترین صحنه ترسناک دوران مدرسه تون رو تعریف کنید اکثرا با قهقهه شروع به تعریف یک داستانی خواهید کرد. داستان ترس تا سر حد مرگ …
دنیا؛ این قفس زیبا که گاهی وقتی به موزیک مورد علاقه ات گوش میکنی، یا به یک تابلوی نقاشی زیبا خیره میشی، چیزهایی که تورو از کالبد خودت بیرون میکشند و روح تو ب…
مرحوم دولابی: مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: هر کس خودش را بشناسد خدای خود را شناخته است. این طور نباشد که اگر آشغالی دیدی زود از خودت بدت بیاید و شلوغ…
تشکر می کنم از جناب امیر مهرانی که امسال هم من رو به این بازی دعوت کردند. داستان از این قراره که Dream Backpack :) بهترین تجربیات مثبتی که در کوله ی خود می…
این ماه رو باشگاه نرفتم. با کمک دوستم یه نوبت دکتر گرفتم و رفتم واسه معاینه، دکتر گفت که رباط صلیبی زانوت آسیب دیده و اگر بهش نرسی سن بالاتر اذیتت می کنه. بع…
امروز مدیرمون آخر وقت خواست که جلسه داشته باشیم که توی اون جلسه گفت که فقط من حرف می زنم و شما گوش کنید. از اعتقاداتش گفت و اینکه شرکت واسم مهم هست و بر اساس…
کسی که بنده نباشه، یه ذره از حق رو بفهمه کل حق رو گردن میزنه.
دوست دارم از این به بعد دیالوگهای زیبا و برتر که توی فیلم ها می بینم رو اینجا بزارم. بعضی کارگردان ها نود دقیقه فیلم میسازه و فضا سازی می کنه که تو رو در یک …
Don't take life too seriously. Punch it in the face when it needs a good hit. Laugh at it.
با خودم قرار گذاشته بودم که بنویسم، ایده ها و چیز هایی که هر روز توی ذهنم میاد رو اوایل توی گوشیم با چند تا کلمه کلیدی ذخیره می کردم تا بعدا سر فرصت بهش فکر …
امروز دوستم تماس گرفت که اگر بیکار هستم یه سر بیاد پیشم، ما هم اولش فکر کردیم می خواد بیاد ریختمون رو ببینه ولی بعد فهمیدیم کارمون داره، تا بعد از ظهر که با …
فکر می کنم که نیاز دارم یکم نسبت اتفاقایی که واسم می افته بی تفاوت تر باشم و اینقدر بهشون حساس نباشم. فکر می کنم زیادی دارم روی بعضی چیزها زوم می کنم.
انگار همه منتظرند بمیری و بعد بیان واست دل بسوزونند و از خوبی هات بگن و آروز کنند ای کاش یکبار دیگه هم ببیننت! میگن ای کاش می شد بود و کمکش می کردیم و هزار ح…
امروز با دوستم داشتم درباره سیاست و فساد توی دولت و بدنه ای صحبت می کردم که آخرای بحث یهو دوستم گفت فلانی چقدر نا امیدانه حرف می زنی، معلومه دیگه از همه چی ن…
در جودو دو لحظه بسیار زیبا و بزرگ وجود دارند، هر دو در مسابقه، یکی لحظه ی قبل از ایپون، و یکی دیگه لحظه بعد ایپون! چه برنده باشی چه بازنده، در لحظه اول تمام …
شنبه این هفته بالاخره اولین جلسه باشگاه رو بعد از آخرین مصدومیت ام رفتم، دوستم که کلا به خاطر بعضی مسایل باشگاه رو کنار گذاشت و اینکه مجبور بودم بعد از مدتی …
خدا نصیب هیچ کس نکند که بیکار شود و بی چاره! مثل توپی که قبل از یک سراشیبی فقط منتظره که یکی یکم هلش بده و هیچکس پیدا نمیشه و همه با بی تفاوتی از کنارش رد می…
دو روز پیش بالاخره وقتش شد که برم گچ پام رو باز کنم. رفتم دکتر و بعد از حدود دو ساعت معطلی به خاطر شلوغی دکتر گچبر مخصوصش رو که به صورت ارتعاشی گچ رو برش می …
پریشب توی باشگاه موقع گرم کردن، همون اول کار پای چپ مون بین فاصله دو تا تاتامی گیر کرد و پیچ خورد و ما هم نقش زمین شدیم، هر چند که اونروز تمرین رو ادامه دادم…
توی بانک نشستم منتظر انجام شدن روال دفتری دریافت وام، کنار دست مادرم، پدرم هم داره کارهای امضا و صحبت های با مسئول تسهیلات رو انجام میده. . . . . . . . در حی…
بعد از سال ها کنکاش و تفکر و تامل و صبر و تلاش...یک تصویری از : "پیر، حرفه ای، اینکاره، با تجربه، جنگجو، رزم سالار، فرمانده، قدیمی، بهترین، یکه تاز"؛ به شکل …
یکی از سرگرمی هام بازدید از این سایته که همیشه یه چندتا طرح دلنشین پیدا میشه که ازش لذت ببرم. یک جور شبکه اجتماعی مخصوص طراحان.
دو جلسه وقت گذاشتیم رفتیم اونجا، که مفید %75 جلسه رو داشتم من صحبت می کردم و راهکار و طرح مساله می کردم، حالا دوباره فردا می خوان جلسه بزارند! که چی؟! دوباره…
زندگی داشتن چند تا کارت خوب تو دست نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با چند تا کارت بد هست! پ.ن: از Robert Louis Stevenson
چند روز پیش با یکی از دوستای قدیمی دوران هنرستان که دیگه بعد از اون هم ندیدمش و بسیار هم سخت پیدا شده بود، قرار ملاقات گذاشتم و قرار شد توی پارک همدیگرو ببین…
بچه که بودم وقتی که یک بازی کامپیوتری رو شروع می کردم و وسطای بازی یهو با یک غول بی شاخ و دم که گاهی 100 برابر من بود مواجه می شدم، کلی استرس منو میگرفت که ح…
وقتی که پر از احساس باشی، خیلی سخته که بنویسی، حتی خیلی سخته که به زبان بیاری. دوست داری با نگاهت حرف بزنی، انگار فقط از طریق نگاه می تونی مخاطبت رو پیدا کنی…
امروز بعد از مدت ها فرصت شد توی خونه و در سکوت کمی دنبال کارهای تحقیقاتی برنامه نویسی و مطالعه چیزهایی که دوست داشتم دربارشون بدونم وقت بگذارم. یهو یادم اومد…
نمیدونم می خوام از چی بنویسم. این روزها ذهنم درگیر چالش های زیادی هست. هفته پیش دنبال این بودم که یک اتاق برای کار اجاره کنم، یه جای خلوت و ساکت که هزینه اش …
هر طور حساب می کنم میبینم راهی غیر از این ندارم، باید با خودم بجنگم. از اونجایی که می خوام سختترین کار دنیا رو انجام بدم، باید براش یک برنامه ریزی داشته باشم…
در فیلم قمار باز (The Gambler) صحنه ای پایانی فیلم بعد از تمامی گند هایی که مارک میزنه، به این ختم میشه که طرف تمام مبلغ بدهیش رو از خطرناکترین کسی که می تون…
یادمه خیلی زمان قبلتر ها، وقتی مدرسه میرفتم، یه مدت بدجور تو خط برنامه نویسی بودم جوری که اکثرا منو با همین ویژگی بارز می شناختند و معمولا بیشتر سوالات برنام…
و
امام على علیه السّلام فرمودند: إذا هبت أمراً فقع فیه، فإنّ شدّة توقّیه أعظم ممّا تخاف منه؛ هرگاه از کاری ترسیدی، خود را بـه کام آن بینداز، زیرا ترس شدید از آ…
پروژه شخصی خودم رو به اتمام رسونده باشم و حداقل 500 کاربر داشته باشه. حداقل 9 میلیون تومن درآمد کسب کرده باشم.
امروز تو باشگاه، بعد از روال نرمش قبل از تمرین به نیت گرم شدن بدن، سنسی قصد شیایی نمودند. بنده هم که منتظر این لحظه، با شخصی کمر قهوه ای اقدام به گلاویز شدن …
معمولا افراد با یکجور حس حسرت و افسوس به گذشته نگاه می کنند. وقتی که خودم به گذشته نگاه می کنم بر یک چیز افسوس می خورم و اون اینه که ای کاش با شهامت تر بودم؛…
هر چی گشتم و فکر کردم که ترجمه مناسبی برای عنوان مطلب پیدا کنم چیزی که دقیقا همین مفهوم رو برسونه پیدا نکردم! این خوبه، همه چی روبراهه، آروم باش و ... هیچ کد…
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد ای کبک خوش خرام کجا می روی! بایست غره مشو که گربه ی زاهد نماز کرد...
تصور کنید که یکروز عصر جمعه که چندین ساعت قبلش کمی باران زده و الان ابرها می روند که کم کم از هم جدا شوند و جای دیگه ای همدیگرو ببینند، در حالی که در انتهای …
این پست رو بخونید : " ملاک قضاوت چیست؟ " الان تمام جوابمو توی این کلیپ گرفتم!
پارسال همین موقع ها مطلبی رو با عنوان " کوله پشتی من برای سال 93 " تهیه کردم که هر چند در وهله اول خواست خودم برای به تحریر آوردن چنین نوشته ای بود اما بازی …
امروز با چند تا از بچه های دوران هنرستان قرار ملاقات گذاشتیم. دوستم قرار بود هفته دیگه سه شنبه برای کار بره خارج و یه جورایی مناسبتش هم همین دیدار قبل از رفت…
این پست رو بخونید. ( به سَرَم زده ). امروز اولین جلسه جودو رو رفتم، کلا همین جلسه اول رفتن و لباسشو به تن کردن خیلی همت می خواست. اینکه دارم تنها میرم بدجور …
امروز خیلی اعصابم خورد بود، دو هفته پیش قرار بود فیش های حقوقی رو بهم بدن که همش دارند امروز و فردا می کنند و باخبر شدم که این کارشون بی دلیل نیست، نمی خواهن…
فردا دارم راهی کربلا میشم...از الان در دلم آشوب شده...دوست دارم همیشه توی همین حس باشم, حس انتظار قبل از ملاقات و اینکه حس می کنی که چطور این انتظار روحت رو …
امشب چه غوغا کرده ای طو فان چه بر پا کرده ای در سرزمین سینه ام دل را چو دریا کرده ای گاهی به مدم می کشی گاهی به جذرم می کشی ای ماه پر افسون مرا بالا و پایین …
بالاخره دو هفته پیش تصمیم رو گرفتم و با مدیرم صحبت کردم که دیگه نمی خوام توی پروژه دیگه ای با شرکت همکاری کنم. واقعا دلم نمی خواد اونجا کار کنم... برام خیلی …
به دلم افتاده برم کربلا...واسه پیاده روی اربعین، فعلا فقط تونستم کارهای گذرنامه ام رو انجام بدم، هیچی معلوم نیست. قرار نیست با کاروان برم، با چند تا از دوستا…
گفتن نه به دیگران....بی تفاوتی به افکار و استهزا و تمسخر و برچسب دیگران و حرکت به سمت هدفی که خودت برای خودت مشخص کردی
دلایل من برای بیرون آمدن از شرکت: 1- مسئولیت کار ها از اون چیزی که من فکرش را می کردم سنگین تر است، من قرار بود به عنوان برنامه نویس کار کنم اما الان مهمترین…
بعضی وقتا باید بعضی از پلهای پشت سر رو خراب کرد تا به بعضی ها فهموند نمی تونند از اون پل به من برسند...اگر منو می خواهند خودشون بروند و یه پل جدید برای رسیدن…
وَیَوْمَ یَحْشُرُهُمْ کَأَن لَّمْ یَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ یَتَعَارَفُونَ بَیْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ وَمَ…
خدایا به حق عظمتت, من رو به صراط مستقیم هدایت کن. نمی دونم چطوریه اما خدا رو در طبیعت وقتی که به زیبایی شکوفه ای خیره میشی, یا محو بزرگی و صلابت کوهی میشی به…
یکی از راههای جلب اعتماد دیگران, صحبت کردن با آنها از رویاهاتون هست. بدون اینکه خودش بفهمه یهو می بینه بهتون اعتماد داره.
وَمَا ظَنُّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَشْکُرُو…
وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَن لَّمْ یَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ …
و درود خدا بر او فرمود: مردم را بیازمای، تا دشمن گردی. (بعضی از رسول خدا (ص)نقل کردند، و نقل ثعلب از ابن اعرابی را تایید می کند که این کلام از علی (ع)است، اع…
من ذهن خوان نیستم اما حدس میزنم در ذهن خیلی از افراد تعریفی به این شکل وجود دارد که, نقطه ای وجود دارد به نام پایان؛ پایانی بر سختی یا پایانی بر مبتدی بودن ی…
نتیجه تست MBTI خودم که تا حدود زیادی درست نتیجه گیری شده!! شخصیت INF! کلیات INFP ها آرام ، راحت و تایید کننده هستند. آنها مطابق ارزش های درونی خود کار می کنن…
اگر شما هم مثل من تازه وارد بازار کار شدید و هنوز چیزهای زیادی براتون ناشناخته هست, و شما هم مثل من از تمام این ناشتاخته ها ترس دارید, پس بهتره این مطلب رو ت…
تامی یک عضو سابق نیروی دریایی آمریکا است که بعد از بازگشت به خانه ترغیب می شود تا در مسابقات رزمی که جایزه قابل توجهی هم برای قهرمان در نظر گرفته شده، شرکت ک…
این روزها وضعیتم خوب نیست. خسته ام. دلم می خواد یک مدت هیچ کاری نکنم، آزاد باشم و ذهنم رها از هر چی دغدغه امروز و فرداست. از آخرین باری که یک سفر رفتم مشهد چ…
یعنی هر وقت کارهام رو الکی و از روی کم حوصلگی به عقب می اندازم، آرامشم رو در کل روز از دست میدم. نمونش همین چند روزی که تعطیل بود. هی می خواستم یک سری کارهای…
از رنجی خستهام که از آنِ من نیست بر خاکی نشستهام که از آنِ من نیست با نامی زیستهام که از آنِ من نیست از دردی گریستهام که از آنِ من نیست از لذتی جانگرفته…
یه مدتی هست به سرم زده برم جودو! اما از اونجایی که فشار کاریم خیلی بالاست و هر روز تا ساعت 5 سر کارم و بعدش هم جنازه! بعید می دونم بتونم برم. تازه ماه رمضان …
«توی هر مسابقه حدودا پونصد تا مشت پرتاب می کنی، و فقط یکی از اون هاست که تو رو به پیروزی می رسونه. یعنی: چهارصد و نود و نه مشت دیگه، چهارصد و نود و نه بار شک…
الان یک ماه از ورودم به شرکت جدید می گذرد. روز اول بعد از صحبت های اولیه که با هم داشتیم یه جورایی فکر می کردم قراره خیلی خوش به حالم بشه ( اشاره در اینجا ) …
بعضی وقتا یه اتفاقایی، تو زندگیت میافته که باعث میشه، دیگه اون آدمِ احمقِ سابق، نباشی و این خیلی خوبه...! استنلی کوبریک | Eyes Wide Shut
هر طرف، آیاتی از خوشحالی است زین میان، جایِ تو تنها خالی است...! سیمین بهبهانی (تصویر "خوشبختیهای کوچک" اثر عکاس سوئدی آندره بارنیس)
هیچ کس، با هیچ کس سخن نمیگوید! که خاموشی، به هزار زبان، در سخن است...! احمد شاملو (تصویر "سکوت ابدی" از مجموعه هنرهای مفهومی، اثر برنارد بازلین)
وقــتی انسان کسی را دوســت داشته باشد بیــشتر تنـهاست، چون نمیتواند به هیچ کَس جز بهِ همان آدم بگوید که چه احساسی دارد...! عباس معروفی سمفونی مردگان (عکس "ت…
بعضی روزها انسان فقط خستهست. نه تنهاسـت نه غمـــگین و نه عاشـق فقط خستهست...!
هرگز حدیثِ حاضرِ غایب، شنــیدهای؟ من در میان جمع و دلم، جای دیگرست... سعدی (نقاشی "عمقِ تنهایی" اثر فابیان پِرِز، نقاش معاصر آرژانتینی)
آدم وقتى یه بازى رُو شروع میکنه ممکنه ببازه. ولى وقتى بازى نکنه، همیشه بازندست...! Jean Reno
هیچ اتفاقی، قرار نیست بیـفتد. امّا، آدمی اســت دیگر، همیشه منتـــظر میمـاند! اورهان وِلی (نقاشی "انتظارِ عاشقانه" اثر فابیان پِرِز، نقاش معاصر آرژانتینی)
کاش تولدِ من هم میماند برای بعد، به کجای دنیا بَر میخورد؟! عباس معروفی سالِ بلوا (عکس، "پسر بچهِ تنها" اثر برث هاردی، کاردیف، بریتانیا سال 1950)
باید به فکر تنهایی خودم باشم دست خودم را میگیرم و از خانه بیرون میزنیم. در پارک به جز درخت هیچکس نیست. رُوی تمام نیمکتهای خالی مینشینیم تا پارک، از تنها…
این روزها مثل یک کودک 10 ماهه که کنجکاوانه به اطراف نگاه می کنه و دائم در حال تجزیه و تحلیل محیط اطراف و پدیده ها هست، شدم! دلم می خواد می تونستم زمان رو متو…
دو آیه، دو چراغ امید من در این دالان تاریک : وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَ…
اکثر افراد توکل رو فقط در انجام کارهای بزرگ که دیگه مطمئن هستند نمیشه خودشون انجام بدن معنا می کنند، مثلا به امید خدا می خوام: "ازدواج کنم"، "یک معامله بزرگ …
این کار در شرکت جدید باعث شده یکی از علایقم رو به خودم بشناسونه. واقعا دوست ندارم کسی آقا بالا سرم باشه. خیلی فرقه که واسه خودت کار کنی یا واسه یک نفر دیگه. …
زیباترین نوحه ای که همیشه با شنیدنش حالم عوض میشه. "نماز عشق" از محمود کریمی...با اینکه قدیمی هست اما هم شعر و هم نوحه خوانی بسیار زیباست نماز عشق را خواندم …
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ» یک تعریف شخصی از سختی و رنج. سختی، یعنی بعضی وقتا مورد قضاوت اشتباه قرار بگیری، شاید به حق، شاید ناحق. سختی، یعنی ب…
امشب به مناسبت 10 امین سالگرد تاسیس شرکت، مدیر عامل عزیز تصمیم به دعوت از همکاران برای صرف شام در یک رستوران کرده بودند. دوست نداشتم برم. اما چون خودش بهم زن…
در علم کامپیوتر مبحثی وجود دارد به نام "محاسبات ابری" یا " Cloud Computing ". اساس کار به این صورت است که شما مثلا پردازش سنگینی رو از طریق بستر اینترنت بر ع…
اعتراف می کنم با اینکه دارم ناشناس می نویسم اما هنوز دچار خودسانسوری شدید هستم. خیلی باید کار کنم تا بتونم از اعماق بنویسم. همین.
این اواخر با تیپ جدیدی از آدم ها شناخت پیدا کردم، کسایی که موقع حرف زدن فکر نمی کنند و از حرفهای طرف مقابل خودشون، در لحظه تغذیه می کنند. این افراد حرفهاشون …
صبح زود رفتم سر کار تا عصر، از اونور رفتم پارک با بچه ها تا اذان مغرب فوتبال، الانم ساعت 21:30 دقیقه رسیدم خونه، در حالی که خسته ام. ولی نه از کار و فعالیت..…
اول این مطلب رو بخونید : حرف آخر نود و دو یکی از چیزهایی که همیشه دوست داشتم از خدا بخواهم، همسری خوب و شایسته بود اما حالا... از خدا همسر خوب و شایسته و ظرف…
هر جا رفتید کار کنید اگر طرف 2 ساعت از پیشرفت و نشاط و این چیزا صحبت کرد و آخرش ازتون نپرسید: "خب، علاقه مندی های شما در حوزه کاریتون چیه؟" بدونید حتما براش …
همانطور که قبلا در این پست: " تقطیر اهدافِ یک ذهن آبدار " اشاره کرده بودم، می خوام لیستی از توانایی ها و مهارت هایی که در مسیر شغلی حرفه ای ایم بهشون نیاز دا…
سه روز از شروع کارم در شرکت جدید که مشغول شدم می گذرد. روز اول خیلی استرس داشتم، از اینکه قرار بود در محیطی جدید قرار بگیرم که مطمئن نبودم براش آماده هستم و …
امروز قراره مدارکم رو برای استخدام به شرکتی که هفته پیش باهاشون مصاحبه داشتم، تحویل بدم. حس سکوت قبل از جنگ رو دارم. حدود 1 ماه میشه که تقریبا بیکار بودم و ا…
دیروز برای مصاحبه به یک شرکت نسبتا معتبر رفتم، به ظاهر و روی حساب حرفهای مدیر اونجا که خیلی فضای خوبی رو ترسیم می کرد، حقوق خوب، پیشرفت شغلی، آینده کاری، همک…
یه زمانی فقط کافی بود یکی یه بسته چیپس یا پفک بهمون بدن، تمام وحودمون رو خوشحالی محض فرا می گرفت، انگار که دیگه هیچ غمی توی عالم نداریم! اما الان، هر اتفاق ب…
اول این پست رو مطالعه کنید: چرا باید به مشاغل دیگر هم گوش چشمی داشته باشید (حتی اگر عاشق شغل کنونی خود هستید) | بیزینس ترند حدود یک سال نیم هست که به طور رسم…
خدایا ! این حرف ها رو در حالی می زنم که امیدم از همه جا بریده شده، دچار یکجور Burnout شده ام، بیچاره ام. این روزها خیلی درگیر مفهوم توکل هستم. توکلی که از نش…
توقع[ ت َ وَق ْ ق ُ ]؛ عامل بسیاری از شکست ها و دل شکستهگی هام! می خوام از این به بعد تمرین کنم که از هیچ کس هیچ چیز متوقع نباشم. می دونم کار خیلی سختی هست …
داشتیم با دوستم گپ زنان توی پارک از کنار یک قلعه بادی رد می شدیم که یهو دوستم گفت که "سِی اینا، شهادته ها ! مثلا"، که دیدم متصدی قلعه بادی با صدای بلند آهنگ …
قرآن در جزء 30 سوره المطففین آیه 29 اشاره به مورد تمسخر و استهزاء قرارگرفتن مومنان توسط کافران و عاقبت آنها می کند. إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کَانُواْ مِنَ …
اصولا آدم ها یا درک نمی شوند، یا توسط افرادی درک می شوند که سودی به حال درک شونده ندارند !
می خواستم این مطلب رو زودتر بنویسم اما فرصت نشد، البته فکر می کنم الان هم دیر نیست. قصد دارم برای سال جدید برنامه و اهداف خودم رو مشخص کنم تا شاید امسال سال …
ا ى ب ى ن ش ا ن ه ا ى ک ه خ د ا ر ا ن ش ا ن ه ا ى ه ر س و ن ش ا ن ت و س ت ، و ل ى ب ى ن ش ا ن ه ا ى ا ى ر و ح پ ر ف ت و ح ک م ا ل و ب ل و غ و ر ش د چ و…
بالاخره تموم شد. سفر نوروزی، یعنی همون عید دیدنی از فامیل و اقوام دور نزدیک. از اونجا که اکثر اقوام ما در شهرستان هستند ما هم مجبوریم که هر سال برای عید دیدن…
قصد داشتم مطلبی درباره تجربیاتی که در سال گذشته داشتم بنویسم که به پست امیر مهرانی با عنوان " بازی وبلاگی کولهپشتی برای سال ۹۳" برخوردم که دو سوال کلی رو مط…
یک آلبوم موسیقی بومی بسیار زیبا درباره قبیله موهیکان ها که شنیدنش رو به همه دوستان پیشنهاد می کنم. بعضی وقتا این چنین موسیقی هایی منو یاد زندگی های پیشینم می…
در محیط پیرامون خود همیشه مواظب توقعی که دیگران در تو ایجاد می کنند باش. همیشه از خود بپرس که، "حرفی که فلانی به من زد چه توقعی در من ایجاد می کند؟" و آیا آن…
این اولین پستی هست که می خواهم بنویسم. من آدم درونگرایی هستم که علاقه خاصی به دانشگرایی دارم و منطق و تخیل رو خیلی دوست دارم. نوشتن برام خیلی سخته، نه از لحا…
سال نو رو به همه هموطنان عزیزم تبریک میگم. .: عیدتون مبارک :.
توی پایانه واحد که سوار اتوبوس شدم ، از اونجایی که خط واحد قرار بود حالا حالا وایسته، حواسم به یک گدای فلج که گوشه پیاده رو بود جلب شد. در حدود 15 دقیقه ای ک…
نوشتههای شخصی محمّد به زبان فارسی؛ خواندن آرام، بدون شلوغی.