خواستگاری مجدد از دختر مجلس گرم کن
با واسطه خالم قرار شد دوباره با دختر مجلس گرم کن وارد روند خواستگاری بشیم. خودم مایل بودم اما وقتی خالم سر صحبت باز کرد منم بیشتر فکر کردم و به این نتیجه رسی…
با واسطه خالم قرار شد دوباره با دختر مجلس گرم کن وارد روند خواستگاری بشیم. خودم مایل بودم اما وقتی خالم سر صحبت باز کرد منم بیشتر فکر کردم و به این نتیجه رسی…
برای جلسه دوم با دختری که دوستم معرفی کرده بود صحبت کردیم... من همون جلسه اول احساس کردم منو نمیفهمه و کلا حرف و کنشی نداره بهم... اولش گفتم نه اما دوستم اصر…
این چند روز ذهنم خیلی درگیر اون کیس آخری بود. همش با خودم کلنجار میرفتم که یه جوری به خودم بقبولونم که نباید به ظاهر اهمیت بدم و مهم نیست. آخر نتونستم. مخصوص…
این مورد هم که هیچ. به مادرم میگم که زنگ بزنه و جواب منفی بده، فرداش که سر کار هستم مادرم زنگ میزنه و باز میگه بیشتر فکر کن و حالا بیا یه جلسه دیگه حرف بزنید…
رب ساعت قبل از جلسه، توی ماشین دو ساعت براش توضیح دادم که رفتیم خواهشن نرو روی منبر، صحبت از قبر و قیامت و گور و کفن و نکیر و منکر و سرای باقی و فانی و لما ت…
خیلی از دستشون دلخورم، دلم میخواد داد بزنم. بگم من اون وقتی که سر کار می رفتم، درسم رو تموم کرده بودم و سربازی هم نداشتم اومدم پیشتون و غرورم رو له کردم و نی…
با کلی اصرار؛ بالاخره تصمیم گرفتند برن خواستگاری... قبلا مادر یکی از همسایه های قدیمیمون برا پسرش رفته بود و پسندیده بود و اما خب گویا شرط آقا پسرشون فقط دخت…
امروز داشتم با یکی از همکارام (از من بزرگتر و متاهل هست و چند ساله اینجاست) درباره تست یک بخشی از نرم افزارمون چت می کردیم، یهو وسط صحبت گفت میدونی یه چیزی ه…
نوشتههای شخصی محمّد به زبان فارسی؛ خواندن آرام، بدون شلوغی.