خواستگاری مجدد از دختر مجلس گرم کن

پسر جاشو ۱ دقیقه مطالعه

با واسطه خالم قرار شد دوباره با دختر مجلس گرم کن وارد روند خواستگاری بشیم.

خودم مایل بودم اما وقتی خالم سر صحبت باز کرد منم بیشتر فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که درسته اون موقع بخاطر تفاوت شخصیتی نه گفتم اما الان اونقدرا این تفاوت ها برام مهم نیست و هم خودم انعطاف پذیر تر شدم و شناخت بهتری از دخترا پیدا کردم هم طبق تجارب بدست آمده، هم کفو بودن و خانواده خوب و دختر با اصالت خیلی مهمتر از این چیزاست…

ضمن اینکه سن شون اونقدر کمتر هست که بتونم تا حدودی رابطم باهاش رو مدیریت کنیم و خودم بهش جهت بدم…

با اینکه درخواست دوباره برای خواستگاری بعد از این مدت سخت بود و حرف و حدیث پیش میاره اما گفتم بیخیالش، این حرفا مال دو روزه… اگر واقعا من و اون مناسب هم باشیم بهتره بخاطر ترس عقب نکشم، دلیل برگشت هم خواستند هیچ ابایی ندارم بگم پشیمون شدم…

دعا کنید خدا هر چی به صلاحم هست برام پیش بیاره

نظرات

با نام مستعار نظر بگذارید؛ ایمیل اختیاری است و عمومی نمایش داده نمی‌شود.

دربارهٔ وبلاگ

نوشته‌های شخصی مح‌مّد به زبان فارسی؛ خواندن آرام، بدون شلوغی.