سفر چهارم
خیلی با خودم کلنجار رفتم، اون روز هر طور بود خودم رو راضی کردم که یه بار دیگه هم به مدیرم برای رفتن به کربلا توی اربعین اصرار کنم... گفتم حالا یه ذره هم تو ا…
خیلی با خودم کلنجار رفتم، اون روز هر طور بود خودم رو راضی کردم که یه بار دیگه هم به مدیرم برای رفتن به کربلا توی اربعین اصرار کنم... گفتم حالا یه ذره هم تو ا…
فردا دارم راهی کربلا میشم...از الان در دلم آشوب شده...دوست دارم همیشه توی همین حس باشم, حس انتظار قبل از ملاقات و اینکه حس می کنی که چطور این انتظار روحت رو …
به دلم افتاده برم کربلا...واسه پیاده روی اربعین، فعلا فقط تونستم کارهای گذرنامه ام رو انجام بدم، هیچی معلوم نیست. قرار نیست با کاروان برم، با چند تا از دوستا…
نوشتههای شخصی محمّد به زبان فارسی؛ خواندن آرام، بدون شلوغی.