گچ بد اخلاق
بالاخره تموم شد. باز هم اون یکی برادرم نامردی کرد و صبح قرار بود وایسه تا عصر من برم کار رو انجام بدم اما خب تخت گرفت خوابید و اینجا بود که دوباره همه نگاهها…
بالاخره تموم شد. باز هم اون یکی برادرم نامردی کرد و صبح قرار بود وایسه تا عصر من برم کار رو انجام بدم اما خب تخت گرفت خوابید و اینجا بود که دوباره همه نگاهها…
شنبه این هفته بالاخره اولین جلسه باشگاه رو بعد از آخرین مصدومیت ام رفتم، دوستم که کلا به خاطر بعضی مسایل باشگاه رو کنار گذاشت و اینکه مجبور بودم بعد از مدتی …
این کار در شرکت جدید باعث شده یکی از علایقم رو به خودم بشناسونه. واقعا دوست ندارم کسی آقا بالا سرم باشه. خیلی فرقه که واسه خودت کار کنی یا واسه یک نفر دیگه. …
امشب به مناسبت 10 امین سالگرد تاسیس شرکت، مدیر عامل عزیز تصمیم به دعوت از همکاران برای صرف شام در یک رستوران کرده بودند. دوست نداشتم برم. اما چون خودش بهم زن…
صبح زود رفتم سر کار تا عصر، از اونور رفتم پارک با بچه ها تا اذان مغرب فوتبال، الانم ساعت 21:30 دقیقه رسیدم خونه، در حالی که خسته ام. ولی نه از کار و فعالیت..…
نوشتههای شخصی محمّد به زبان فارسی؛ خواندن آرام، بدون شلوغی.