از رنجی خستهام که از آنِ من نیست...
پسر جاشو · ۱ دقیقه مطالعه · دست نوشته ها

از رنجی خستهام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشستهام که از آنِ من نیست
با نامی زیستهام که از آنِ من نیست
از دردی گریستهام که از آنِ من نیست
از لذتی جانگرفتهام که از آنِ من نیست
به مرگی جان میسپارم که از آنِ من نیست
فقر (احمد شاملو)
نظرات
با نام مستعار نظر بگذارید؛ ایمیل اختیاری است و عمومی نمایش داده نمیشود.