هههمم، یادم نمیادش
اولش باهاش کمی صحبت کردم ، شب بعد هم همینطور.
اما بعد دیگه ازش خبری شد…و من داشتم بهم عادت می کردم! بعد دیدم فایده نداره، ما هیچوقت واسه هم نیستیم.
همه چیو پاک کردم. و توی شلوغی وقتی حواسش نبود گم شدم. شاید فقط یه وقتی با خودش بگه اِ یکی هم بود که …هههمم، یادم نمیادش!
نظرات
با نام مستعار نظر بگذارید؛ ایمیل اختیاری است و عمومی نمایش داده نمیشود.