انگار همه منتظرند بمیری...

پسر جاشو ۱ دقیقه مطالعه

انگار همه منتظرند بمیری و بعد بیان واست دل بسوزونند و از خوبی هات بگن و آروز کنند ای کاش یکبار دیگه هم ببیننت! میگن ای کاش می شد بود و کمکش می کردیم و هزار حرف بی حساب دیگه…

اما تا زنده ای انگار نیستی! کسی کاری به کارت نداره و براش مهم نیست که چی به سرت داره می آد، دستشون رو برای کمک به سمتت دراز نمی کنند چون می ترسند که دستشون رو به یاری بگیری و یه وقت نکنه اونا هم یهو با تو غرق بشند! منتظر می شند که بیمیری و دیگه نتونی دستی از قبر در بیاری و به سمتشون بگیری اونوقت میان واست گریه می کنند و یهو برای همه عزیز میشی!

گاهی انگار آدما نمی خوان باور کنند که یک روزی پایانی هست که خواهد رسید پس قدر هم دیگه رو بدونیم و کمی مهربانتر باشیم با هم.

نظرات

با نام مستعار نظر بگذارید؛ ایمیل اختیاری است و عمومی نمایش داده نمی‌شود.

دربارهٔ وبلاگ

نوشته‌های شخصی مح‌مّد به زبان فارسی؛ خواندن آرام، بدون شلوغی.