ده نکته مثبت من و زندگی من

پسر جاشو ۵ دقیقه مطالعه

1- من آدم همدل و یکرنگی هستم و این رو در برخورد اول هم به آدم ها انتقال می دهم که چه آدم قابل اطمینانی هستم و دیگران می تونند به راحتی بهم اعتماد کرده و رابطه بر قرار کنند.

2- هرچند زیاد از خانواده ام راضی نیستم و خیلی چیزها رو برای ارائه به من نداشتند اما خب یه خونه دو طبقه داریم و یک ماشین که خیلی ها همون رو هم ندارند و اینکه پدر و مادرم کنارم هستند و بهتره که به جای اینکه اینقدر سر اونها غر بزنم و اینقدر از دست اونها به خاطر چیز هایی که بهم ندادند عصبانی باشم، سعی کنم فراموش کنم و بپذیرم که اونها هم مثل من برای چیزهایی که نداشتند جنگیدند و به شرایطی که الان وجود داره رسیدند و الان اونها خسته هستند و این منم که باید ادامه نبرد رو بجنگم و به اونها آرامش بدم و سعی کنم روی خودم تمرکز کنم.

3- خیلی ها مثل من این شانس رو حتی در طول کل زندگیشون هم پیدا نمی کنند که به چیزی مثل من اینقدر علاقه مند باشند و حداقل بدونند که به چه چیزی علاقه دارند پس من هم تا الان خیلی خوش شانس بودم که به چیزی اینقدر علاقه دارم و درسته که الان وضعیت مالی خوبی ندارم اما حداقل دارم یه کاری انجام میدم و مطمئنا نتیجه اش رو هم به زودی می بینم هرچند هوایی که الان دارم درونش تنفس میکنم فضای ناامیدی و استرس باشه اما این وضعیت همیشگی نخواهد بود و مثل پیشگامان، به زودی این دوران هم تمام میشه و می فهمم که خیلی ها همین چند سال سابقه کار و یه ذره تخصص رو هم ندارند.

4- من اونقدر ها هم که فکر میکنم کمبود اعتماد به نفس ندارم، من کسی بودم که جرات کرد تنهایی جودو رو شروع کنه و اگر آسیب دیدگی مانعم نشده بود الان چه بسا کمربند مشکی هم داشتم! چیزی که خیلی از افراد با اعتماد به نفس هم سمتش نمی رن، درسته که کمرو هستم اما اونقدر ها هم ترسو نیستم و به وقتش اگر لازم باشه می تونم تصمیم درست رو بگیرم و کار عاقلانه رو انجام بدم.

5- قدرت یادگیری من عالیه، از وقتی از شرکت اول جدا شدم با تمام این حرف ها من کسی بودم که بیکار ننشست و سعی کرد با ترس هاش روبرو بشه و سخت ترین تصمیم ها رو گرفتم، در حالی که می تونستم راحت توی خونه بشینم، از خانواده پول بگیرم و برم دنبال تفریح و خوشگذرانی و یک تصویر ظاهری تزیین شده از یه فرد شاد و خوشحال رو بسازم اما می دونستم که این کار صحیح نیست و من باید تغییر کنم و ترس هام رو بپذیرم و ممنون از خدا که دقیقا همون اتفاقی رو رقم زد که باید می زد و نمی دونم چطور لطفش رو انکار کنم وقتی که با تمام وجود حس کردم که بعد از تمام اون شعله ها و دوده های ناامیدی و ترس، دستم رو گرفت و از این آتش که به اختیار انتخابش کرده بودم عبورم داد و صحیح و سالم به مرحله بعد رسوند در حالی که من قویتر شده بودم؛ زخم هایی داشتم که حرف نمی زدند اما اگر خوب بهشون نگاه می کردی داستان های سختی هام رو با اشتیاق تعریف می کردند. و حالا من اینجام، فرسنگ ها دور از اون آدم ضعیف چند سال پیش، در حالی که خیلی ها هیچ تغییری نکردند. چطور من می تونم آدم ضعیفی باشم در حالی که همیشه سخت ترین انتخاب ها رو انجام دادم و از مشکلات فرار نکردم !

6- خانواده ام اونقدر ها اذیتم نمی کنند و بالاخره اونها رو در کنار خودم دارم. خوشحالم از این بابت. می دونم اگر مریض بشم یکی هست که بهم بگه چته، یکی که واسش مهم باشه که من هم مریض شدم.

7- حداقل شب ها توی خونه خودم هستم و می تونم کاری که بهش علاقه دارم رو انجام بدم و گیم بزنم و فیلم تماشا کنم و برای خودم باشم. من دو سال سربازی نرفتم و یه جورایی از زندگی دو سال جلوتر هستم پس بهتره اینفدر نگران نباشم و بدونم که از زمان خودم عقب نیستم.

8- با اینکه می دونم کمرو هستم اما اگر لازم بشه و احساس تکلیف کنم ترسی از اینکه اجتماعی باشم یا در حضور هزاران نفر هم حرفم رو بزنم، ندارم. اینکه عمیق فکر می کنم و همیشه طرز فکرم این هست که راه حل ارائه کنم باعث میشه وقتی که حرفی برای گفتن دارم، واقعا داشته باشم و دیگه ترسی از بیانش ندارم. انگار همینقدر که بدونم حرفم درسته کمروییم از بین میره و بهم این قدرت رو میده که حرفم رو بیان کنم در حالی که خیلی از افراد پررو هم در چنین موقعیتی جرات بروز ندارند. در ضمن کمرو بودن اونقدر ها هم بد نیست، خیلی ها آدم های کمرو و خجالتی رو دوست داشتنی تر می دونند. مثلا خودم دوست دارم همسرم کمرو و خجالتی باشه و در عین حال گاهی به طرز غیر قابل پیش بینی ای پررو ! لازم نیست همه دنیاها مثل هم باشند و لزوما کمرویی چیز بدی نیست. این موضوع توسط جامعه هم قابل قبوله و مردم یک آدم کمرو و متخصص رو خواهند پذیرفت.

9- وضع مالی من باز هم به نسبت خیلی از هم سن و سالهام بد نیست! این مدت مقداری رو پس انداز کردم که می تونم از عهده مخارج یک مراسم عروسی بر بیام و خانه پدریم رو هم دارم که اگر لازم بشه می تونم با کمک اونها یک خونه نقلی اجاره کنیم.

10- دارم کم کم می فهمم که چه مرگیم هست و خب عقلم سالمه ! این یعنی که می تونم توی بازار آزاد هم موفق تر باشم چون عقلم بهتر کار می کنه و اینکه آدم منصفی هستم و می تونم درست فکر کنم.

نظرات

با نام مستعار نظر بگذارید؛ ایمیل اختیاری است و عمومی نمایش داده نمی‌شود.

دربارهٔ وبلاگ

نوشته‌های شخصی مح‌مّد به زبان فارسی؛ خواندن آرام، بدون شلوغی.